برخى ديگر از روايات ، نوع ديگرى از عمليات پاكسازى بزرگ را چنين بيان مىكند كه آن حضرت دوازده هزار نفر از سپاهيان عرب و غير عرب خود را طلبيده ، به همهء آنان كه نوع لباس ويژه مىپوشاند و سپس آنان را أمر به ورود به شهر مىكند تا اينكه هركس را كه داراى آن نوع لباس نباشد بقتل برسانند ، و آنان امر وى را اطاعت مىكنند .
به نظر مىرسد كه چنين شهرى بايد پر از كافران و منافقان مخالف آن حضرت باشد كه چنين أمر به كشتار مردان آن مىنمايد و يا اينكه بگونهاى ديگر ، قبلا افراد مؤمنى را كه در شهر وجود دارند مطلع مىسازد كه بهنگام هجوم و حمله از خانههاى خود خارج نشوند و يا اينكه براى مصون ماندن آنان ، از همان نوع لباس ويژهء سپاهيان خود ، برايشان مىفرستد .
* * * البته چنين پاكسازيهاى وسيع ، موجى از وحشت و رعب و ترديد را در عراق و ساير جهان ايجاد مىكند ، زيرا در بعضى از روايات آمده است كه برخى از مردم زمانيكه اين كشتار و خونريزى زياد آن حضرت را نسبت به دشمنانش مىبينند با خود مىگويند اين شخص از ذريّهء فاطمه ( س ) نيست ، اگر بود بر مردم ترحّم مىكرد بلكه در حديث است كه بعضى از اصحاب خاص آن حضرت در اثر مشاهدهء كشتار وسيع مخالفين توسط آن حضرت ، دچار شك و ترديد مىشوند تا جائى كه يكى از آنان كه مشاعر و اعصاب خود را از دست داده است ، نسبت به آن حضرت زبان اعتراض مىگشايد . از امام صادق ( ع ) روايت شده است كه فرمود :
« قائم ( ع ) روى مىآورد تا به بازار مىرسد ، مردى از ذريّهء پدرش به او مىگويد : شما مردم را مانند رمهء گوسفندان مىترسانيد . . آيا عهدنامهاى از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله دارى و يا چيز ديگر ؟ فرمود : در ميان مردم كسى از آن مرد نيرومندتر وجود ندارد ، در اين لحظه مردى از عجم بر آن شخص بانگ مىزند كه ساكت شو و الّا گردنت را مىزنم كه در اين هنگام قائم ( ع ) پيماننامهاى را از حضرت رسول ( ص ) بيرون مىآورد » « 1 »
و معناى جملهء از ذريّهء پدر بزرگوار اوست يعنى آن مرد معترض ، نسبش علوى است و معناى جملهء تا اينكه به بازار مىرسد اين است كه به محلّهاى مىرسد كه نام آن « سوق »
هامش
( 1 ) - بحار ج 52 ص 387 .