تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عصر الظهور ( عصر ظهور ) ( فارسى ) ( 1382 ش ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
« زمانى كه امير مؤمنان علىّ بن ابى طالب ( ع ) از جنگ نهروان برمىگشت در منطقه‌اى به نام « براثا » فرود آمد در آن منطقه ، راهبى بنام حباب در صومعهء خويش بسر مىبرد ، همين كه هياهوى لشكريان را شنيد ، از جايگاه ويژهء خود به بيرون نگريست و نظاره‌گر سپاهيان امير مؤمنان شد و با مشاهدهء اين وضع سراسيمه بيرون آمده و سئوال كرد اين شخص كيست ؟ و فرماندهء اين لشكر چه كسى است ؟ گفتند : امير مؤمنان ( ع ) است كه از جنگ نهروان برمىگردد حباب با شتاب خود را به حضرت رسانده و در حضور وى ايستاد و آغاز سخن نمود و عرضه داشت ، درود بر تو اى پيشواى راستين مؤمنان ! كه به حق امير مؤمنان هستى . حضرت فرمود : چگونه دانستى كه من امير مؤمنان راستين و بر حق هستم ؟ عرض كرد : دانشمندان و عالمان دينى ما چنين بما آموخته‌اند ، حضرت فرمود : اى حباب ، راهب عرض كرد : چگونه نام مرا مىدانى ؟ ! حضرت فرمود : حبيب من پيامبر ( ص ) مرا آموخت در اين لحظات بود كه حباب به آن حضرت عرض كرد : دستت را بده من شهادت مىدهم كه خدايى جز خداى يكتا نيست و محمد ( ص ) رسول و فرستادهء اوست و تو علىّ بن ابى طالب وصىّ و جانشين او هستى ، امير مؤمنان ( ع ) از وى سؤال فرمود : كجا زندگى مىكنى ؟ گفت در صومعهء خويش حضرت به دو فرمود : از امروز به بعد در آن سكونت مكن ، امّا در اينجا مسجدى بنا بگذار و آن را به نام بانى و صاحب اين منطقه نامگذارى كن ، ( بدين‌ترتيب مسجدى را در آنجا بنا نمود و به نام بانى آن براثا نام‌گذارى كرد ) سپس حضرت فرمود : اى حبا از كجا آب مىنوشى ؟ عرض كرد : همين‌جا از دجله ، فرمود : چرا چشمه و چاهى حفر نمىكنى ؟ ، عرض كرد : اى امير مؤمنان هروقت به حفر چاه مبادرت نموديم آب آن شور و غيرگوارا بود ، حضرت اشاره فرمودند : در اينجا چاهى بكن و او حفر كرد تا به سنگى سخت برخوردند كه قادر بر از جاى كندن آن نبودند ، آن حضرت سنگ را از جاى بركنده كه از آن چشمه آبى جوشيد كه شيرين‌تر از عسل و لذيذتر از كره بود . حضرت به او فرمود : اى حباب آب آشاميدنى تو از اين چشمه است ، امّا به زودى در مجاورت اين مسجد تو ، شهرى بنا خواهد شد ، كه ستمگران در آن افزون و بلا و مصيبتهاى بزرگى بوجود خواهد آمد تا جائى كه در هر شب جمعه هفتاد هزار عمل منافى عفت انجام مىشود وقتى كه بلا و گرفتارىها به آنان رومىآورد به مسجد تو هجوم مىآورند و آن را منهدم مىسازند آنگاه تو آن را مجدّدا بنا كن بنا كردنى دوباره بنا نما كه آن را جز كافر منهدم نمىكند ، آنگاه آنجا را خانه‌اى بنا كن ، زمانيكه دست به چنين عملى يازيدند ، مدّت سه سال از رفتن به حج منع مىگردند ، محصولات كشاورزى آنان دستخوش حريق مىگردد و خداوند سبحان مردى از كوه‌نشينان را بر آنان مسلط مىگرداند وارد هر شهرى كه مىشود آن
عصر الظهور ( عصر ظهور ) ( فارسى ) ( 1382 ش ) — صفحة 180 | الشيخ علي الكوراني العاملي / عباس جلالى