رسانده است ، شناخت رأى اماميه درباره مهدى منتظر عليه السلام است و بدون شناخت اين عقيده شايد اين دانشمند به آن مصداق واقعى كه بشارات مذكور با آن منطبق مىشود دست نمىيافت و در اين صورت شايد تنها به رد عقايد مسيحيان درباره اين بشارت اكتفا كرده و يا از پرداختن به اين مسأله صرف نظر مىنمود يا اينكه قسمتهايى از مدلول اين بشارت را به تأويل مىبرد تا با رأى مذهبى كه منتسب به آن بوده است درباره مهدى موعود منطبق گردد .
همين مسأله در تحقيقات ساير دانشمندان اهل كتاب در رابطه با تحليل اين بشارات نيز ديده مىشود . خصوصاً آنان كه به دين اسلام در آمده و امكان شناخت اعتقاد مذهب اهل بيت عليهم السلام براى آنها فراهم گرديد ؛ آنان پس از شناخت اعتقاد مذهب اهل بيت عليهم السلام در رابطه با مصلح جهانى به سادگى توانستند به كشف مصداق آن بشارات نايل آيند و انطباق شديد آنچه آنان در كتابهاى دينى سابق خويش خوانده بودند با مهدى منتظرى كه اماميه به او اعتقاد دارند آنان را به تحقيق در بارهء اين بشارتها وا داشته است .
نمونهء ديگر اين تحقيقات كار علامه محمد صادق فخر الاسلام است كه خود مسيحى بوده ، به دين اسلام و مذهب اهل بيت عليهم السلام در آمده و كتاب دائرةالمعارفى خود را به نام « انيس الاعلام » در رد يهوديان و مسيحيان تأليف كردهاست « 1 » . وى در اين كتاب به تحليل اين بشارتها پرداخته و آنها را بر حضرت امام محمد مهدى عليه السلام تطبيق داده است .
به همين صورت است كار علامه ، محمد رضا رضايى كه از دانشمندان
هامش
( 1 ) . بشارات عهدين / 233 ، صاحب اين كتاب گويد : عالم مذكور از دانشمندان متتبّع و محققان مسيحىبوده است كه پس از تحقيقات طولانى و عميق به دين مبين اسلام در آمده و كتابهاى بسيارى تاليف كرده است كه يكى از آنها كتاب مذكور در متن است كه گفته مىشود بهترين كتابى است كه در رد يهوديان و مسيحيان نوشته شده است .