علاقه و شناخته شدهء خودشان بر آنها اعتماد كردهاند از او سخن به ميان آوردهاند ، پيدا مىكنند . و تعصبِ آگاهانه يا ناخود آگاهى كه نسبت به آيين خود و سمبلهاى آن دارند و اشتياق شديد ذاتى ، ايشان را وا مىدارد تا بخواهند افتخار تحقق اين نقش تاريخى نصيب شخصيتى گرد كه به آنان منسوب بوده يا آنان به دو منسوب باشند .
اختلاط ميان بشارتها و تعيين آنها
از همين جاست كه هر طايفهاى سعى كرده تا صفاتى را كه روايات و بشارات وارده در نزد ايشان براى مصلح جهانى ذكر كردهاند ، بر شخصيت مورد علاقه خود يا نزديكترين سمبلهاى خود به آن صفات تطبيق نمايند و حتى اگر بعضى از آن صفات صراحتاً با شخص مورد نظر آنها انطباق نداشت دست به كار تأويل و تلفيق شده و يا حتى ممكن است آن را از اعتبار ساقط كرده و حتى آن را تحريف نمايند تا روايات و بشارات و صفات موجود در آنها به آن شخصى كه ايشان از قبل او را براى اين كار در نظر گرفتهاند منطبق گردد . نكتهء ديگر اين كه آنان ميان آن دسته از روايات ، نصوص و بشارات آسمانى كه بشارت دهندهء آمدن پيامبر بعدى يا مصلح جهان در برههء معينى از تاريخ ، يا بشارت آمدن كسى كه انحراف امت خاصى را تصحيح كند ، مىباشد و ميان آن دسته روايات و بشاراتى كه مبشّر آمدن مصلح جهانى كه در آخرالزمان دولت عدل را در كل زمين برپا داشته ، اهداف انبيا و اوصيا را محقق مىسازد خلط نمودهاند .