نبود همهء مردم در اين امر يكسان بوده و هر كس مىتوانست مدعى امر خداوند عز و جل شده ، حق از باطل و دانا از جاهل بازشناخته نمىگرديد « 1 » .
در بيان مقام ائمه عليهم السلام
« الّذي يجبُ عليكُمْ ولكُمْ أن تقُولُوا إنَّا قُدوَةُ اللَّهِ وأئمَّةٌ ، وخلَفاءُ اللَّهِ في أرضِهِ وامَناؤُهُ عَلَى خلقِه ، وحُجَجُهُ في بلادِهِ ، نَعرفُ الحلالَ والحرامَ ونعرفُ تأويلَ الكتابِ وفَصلَ الخطاب » ؛
آنچه بر شما واجب است اين است كه دربارهء ما اين گونه معتقد باشيد كه ما از جانب خدا به عنوان الگو و پيشوا تعيين شده جانشينان خدا در زمين ، امينان خدا بر خلق و حجت خداوند بر بندگان مىباشيم ، ماييم كه حلال و حرام خدا و تأويل كتاب خدا و سخن فيصله دهنده را مىدانيم « 2 » .
در بيان انتظام نظام امامت و خالى نبودن زمين از حجت
قسمتى از نامهء آن حضرت به دو نايب خاصش عمرى و پسرش :
خداوند شما دو تن را بر طاعت خود موفق دارد و بر دينش پايدار ساخته با رضايتش سعادتمندتان گرداند ، آنچه در بارهء مختار و مناظرات و احتجاجهايش با افراد مبنى بر اينكه تنها جعفر بن على جانشين پدر من است از قول ميثمى نقل كرديد ، خبرش از پيش به ما رسيده است و تمام چيزهايىرا كه در رابطه با سخنان اصحابتان در بارهء او نوشته بوديد ، دانستم ، من از كورى بعد از بينايى ، گمراهى پس از هدايت ، اعمال نكوهيده و فتنههاى نابود كننده به خدا پناه مىبرم ؛ كه خود فرموده است « الف ، لام ، ميم ، آيا مردم پنداشتند كه تا گفتند ايمان
هامش
( 1 ) . بحار الانوار 53 / 194 ، معجم احاديث الامام المهدى 4 / 382 .
( 2 ) . تفسير عياشى 1 / 16 ، معجم احاديث الامام المهدى 4 / 467 .