مبدل گرداند ، [ تا ] مرا عبادت كنند و چيزى را با من شريك نگردانند ، و هر كس پس از آن به كفر گرايد ؛ آنانند كه نافرمانند « 1 » .
ج : « الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ في الأَرْضِ أَقَامُوا الصلَوةَ وَ ءَاتَوُا الزَّكوةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَ للَّهِ عَاقِبَةُ الأُمُورِ » ؛
همان كسانى كه چون در زمين به آنان توانايى دهيم ، نماز برپا مىدارند و زكات مىدهند و به كارهاى پسنديده وامىدارند ، و از كارهاى ناپسند باز مىدارند ، و فرجام همه كارها از آنِ خداست » « 2 » .
اولين آيهء مبارك خبر مىدهد كه قضاى حتمى الهى ، پاداش التزام به خط ايمان و نيكى - / گذشته از پاداش اخروى - / پاداشى دنيوى است كه همان وراثت زمين و حكومت بر آن باشد ؛ آنجا كه همواره در دنيا و آخرت پايان كار را از آن پرهيزگاران دانسته است « 3 » ، آيهء دوم بر اين نكته تصريح مىنمايد كه آنان كه خداوند متعال حتماً آنان را در زمين جانشين قرار خواهد داد ، از ميان مسلمانان ، كسانى هستند كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند ؛ كسانى كه در زمين مورد استضعاف واقع شده اجازهء عبادت آزادانه به آنها داده نمىشد .
آيهء مزبور بر اين نكته تأييد مىنمايد كه اين افراد ، به دينى كه خداوند متعال براى آنان خواسته است گردن مىنهند . چنانكه از تدبّر در اين دو آيه بر مىآيد هر دو آيه در بارهء عصر ظهور مهدوى بحث مىكنند « 4 » .
هامش
( 1 ) . نور / 55 .
( 2 ) . حج / 41 .
( 3 ) . تفسير الميزان 14 / 329 - 331 .
( 4 ) . مرحوم علامهء طباطبائى رحمه الله در تفسير الميزان ساير اقوال را كه مفسران در اين باب آوردهاند مورد موشكافى قرار داده و ثابت كرده است كه اين نظريات با دلالات آيهاى كه نمىتوان جز بر دولت مهدوى تفسيرش كرد هماهنگى ندارد .
ر . ك الميزان 15 / 151 - 157 .