عنوان مثال علامه سيد محمد مجاهد در كتاب مفاتيح الاصول مىنويسد :
« . . . بناى ما در مسأله اجماع ، بر قاعدهء لطف است ؛ قاعدهاى كه بر خداوند متعال ايجاب مىكند تا امام و پيشوايى براى مردم برگزيند تا وى در صورت اتفاق نظر امت بر مسألهاى باطل ، آنان را از اين اتفاق نظر باز داشته ، ردّ نمايد . و اين از بزرگترين الطاف خداوند متعال است و حتى اگر حصول اين امر از راههاى آشكار ممكن نبود ، خداوند متعال با اسباب پنهانى اين مطلب را به انجام مىرساند . . . وجود حضرت امام زمان عليه السلام در زمان غيبت قطعاً از الطاف خداوند به شمار مىآيد پس آن حضرت در زمان غيبت هر كارى را كه براى هدايت امت لازم باشد به انجام مىرساند ؛ چرا كه مقتضى براى اين كار موجود و مانعى براى آن وجود ندارد . چنين لطفى قبل از غيبت نيز براى ائمه اطهار عليهم السلام ثابت بوده است . بنابراين به مقتضاى اصل ، به اضافهء روايات متواترى كه بر بقاى آن دلالت دارد ، اين مسأله پس از زمان غيبت نيز بر ائمه عليهم السلام لازم و واجب است .
اين مطلب در روايات متعددى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمهء اطهار عليهم السلام با الفاظ و معانى نزديك به هم وارد شده است ، از حضرت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روايت شده است كه فرمود : همانا كه براى مبارزه با هر بدعتى كه از بين برنده ايمان باشد وليّى از اهل بيت من وجود دارد كه براى دفاع از ايمان و دين مردم گمارده شده است ؛ وى حق را آشكار كرده مكر و حيله حيلهگران را به خودشان باز مىگرداند .
و از پيامبر اكرم و اهل بيت آن حضرت عليهم السلام روايت شده است كه فرمودند :
در هر نسلى در ميان امت اسلام افرادى عادل وجود دارند كه تحريفِ اهل غلو ، فرقه گرايىِ اهل باطل و تأويل نادانان را از دين خدا نفى مىكنند .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 235
مساهمون: منذر حكيم
ص٢٣٥