سوگند كه صاحب اين امر هر سال در موسم حج به زيارت خانهء خدا مىآيد . وى مردم را مىبيند و آنها را مىشناسد مردم نيز او را مىبينند ولى نمىشناسند . . . « 1 » .
آن حضرت همچنين فرمودند : امام و حجّت پس از من پسرم محمد مىباشد . هر كس كه بميرد و او را به امامت نشناسد به مرگ جاهليت مرده است . آگاه باشيد كه براى او غيبتى طولانى است كه نادانان از طول آن غيبت به حيرت و گمراهى مىافتند . . . « 2 » .
آن حضرت همچنين فرمودند : . . . اين پسرِ من ، هم نام و هم كنيهء رسول خدا صلى الله عليه و آله مىباشد ؛ همان كسى كه زمين را از قسط و عدل پر مىكند چنان كه از ظلم و بيداد پر شده باشد . مَثَل اين پسر در ميان اين امت مَثَل خضر و ذوالقرنين است و به خدا سوگند كه او از ديدگان مردم غايب مىشود . . . « 3 » .
احاديث شريفى كه در اين رابطه صادر شدهاند بسيار زياد بوده و از طرق مذهب اهل بيت عليهم السلام به حدّ تواتر رسيدهاند . بسيارى از حافظان اهل سنّت از مذاهب مختلف نيز - چنان كه ديديم - / اين روايات را نقل نمودهاند و بسيارى از آنها نيز با سندهاى صحيح نقل شدهاند . اين از روشنترين دليلها بر صحّت غيبت حضرت مهدى عليه السلام و اينكه اين غيبت به امر خداوند متعال صورت گرفته است مىباشد ؛ آنجا كه صدور اين روايات و تدوين آنها در كتب روايى ، بسيار پيش از وقوع غيبت حضرت مهدى به انجام رسيده است و غيبت آن حضرت بعد از آن به وقوع پيوسته است ، در واقع مىتوان گفت غيبت حضرت مهدى عليه السلام تأييد و تصديقى بر آن روايات بوده است و اين نكته را تأييد مىكند كه مضامين اين روايات صحيح بوده و از سرچشمههاى وحى الهى و خداوند
هامش
( 1 ) . كمال الدين / 440 .
( 2 ) . كفايةالاثر / 292 و به نقل از كمال الدين از اعلام الورى 2 / 253 ، وسائل الشيعه 16 / 246 ، ب 33 ح 23 .
( 3 ) . كمال الدين / 384 ، قطب راوندى ، الخرائج 3 / 1174 ، و اعلام الورى 2 / 249 .