باقر عليهم السلام براى مقام خلافت سخن رانده و مىنويسد : همچنين جعفر صادق و الا مرتبه و از پيشوايان دانش بوده در تصدى مقام خلافت از خليفهء معاصر خود « ابو جعفر » منصور شايستهتر بوده و فرزندش حضرت « موسى بن جعفر » نيز بزرگ مرتبه ، دانشمند و از خليفهء زمان خود « هارون الرشيد » در خلافت سزاوارتر بوده است « 1 » .
دوم : زندگى امامان اهل بيت عليهم السلام به شهادت تاريخ با اين قسمت از حديث شريف نيز مطابقت دارد كه - چنان كه گذشت - / مىگويد : آنان با دشمنى دشمنان و عدم يارى دوستان مواجه مىشوند ، اما اين مشكلات تأثيرى در انجام مسئوليت اساسى آنان كه همان حفظ دين و دفاع از آن مىباشد ، ندارد .
در هر صورت اين مطلب از مسلمات تاريخى است كه آنان همواره در معرض اذيت ، آزار ، و پيگرد قدرتهاى حاكم بودند ؛ حكومتهايى كه در نابود كردن آنان از هيچ كوششى فروگذار نمىكردند . مانند آنچه در واقعهء كربلا بر حضرت امام حسين عليه السلام و اهل بيت و اصحاب آن حضرت رفت ، يا قرار گرفتن ائمه عليهم السلام در معرض زندان و ترور با شمشير يا سم ، كه اين روند در نهايت ، به ضرورت غيبت پايان بخش پيشوايان ، حضرت امام مهدى عليه السلام منجر گرديد . اما در عين حال ، انواع و اقسام فشارها ، آزارها ، دشمنىها و عدم هميارىها نتوانست آنان را از اداى مسئوليت مهم حفظ سنت جدشان و تبليغ آن باز دارد . آنجا كه مىبينيم احاديثى كه از آن بزرگواران در كتابهاى دانشمندان مكتبشان نقلشده است در بر دارندهء همهء نيازهاى انسان در شئون مختلف فردى و
هامش
( 1 ) . ر . ك شيخ اسد حيدر ، الامام الصادق و المذاهب الاربعة ، همچنين مطالبى كه در بارهء اين دوازده تن در تاريخ دمشق تأليف ابن عساكر ، تاريخ بغداد تأليف خطيب بغدادى ، صواعق محرقه تأليف ابن حجر ، سير اعلام النبلاء تأليف ذهبى ، وفيات الاعيان تأليف ابن خلكان و . . . ازتمام كسانى كه از فرق مختلف مسلمين شرح حال ائمه ( عليهم السلام ) را به رشتهء تحرير در آوردهاند .