تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع المسائل ( فارسي ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
حمل از اين جهت به أو ملحق نمىشود ولى اگر احتمال آن برود كه حمل از دخول قبل از طلاق تكون يافته باشد حمل ملحق بزوج است .
س 35 - مردى در نزد حاكم شرع ادعاى زوجيت زنى را نمود وزن منكر است وقسم خورده وشوهر ديگر كرد وبعد از چند سال كه أولاد هم آورده آمده در نزد همان حاكم شرع اقرار به زوجيت شوهر أول مىكند ومىگويد من قسم دروغ خوردم تكليف اين زن را در خصوص كسوه ونفقه ومهريه وحال أولاد وغيرها بيان فرمائيد . ج - در فرض سئوال ، اقرار زن به زوجيت ، براي شوهر أول نسبت به حق زوج دوم در صورتي كه تصديق زوجه را ننمايد ونداند آيا زن در اقرار خود صادقه يا كاذبه است اثرى ندارد ولى چنانچه زوج دوم از أول علم به دروغ بودن قسم زن وبقاء أو به عقد زوج أول داشته ، أولاد نسبت به زوج دوم ولد زنا است وفورا بايد از هم جدا شوند وزن بر زوج دوم حرام مؤبد است واز هيچ يك حق نفقه وكسوه وسكنى نداشته ومهر هم از شوهر دوم طلب ندارد ، ودر صورت شك زوج دوم ، در صدق وكذب زن ، تمام حقوق زوجيت أو براي خود باقي است وبايد نفقه بدهد وأولاد نسبت بزوج دوم حلال زاده است واما مادر از آنها ارث نمىبرد وبچه ها از مادر ارث مىبرند وزن حتى الامكان بايد با شوهر دوم معامله أجنبي را نمايد وحق گرفتن نفقه ومهر ندارد واگر زن عالم به حكم وموضوع بوده وزوج أول هم در محل در دسترس زن بوده وبا اين حالت حاضر به مواقعه با ديگرى شده حكم زناى محصنه را دارد كه سنگسار باشد .
س 36 - زوجه مدعى ضرب است وشوهر مقر است اما ادعا مىكند كه زوجه ناشزه است وضرب زوجه به جهت نشوز واقع شده ، كيفيت حكم چگونه است ؟ ج - در نشوز نيز زوج حق ضربي كه موجب قصاص يا دية شود ندارد واگر ضربي باشد كه قصاص يا دية ندارد زوج مدعى است ودر صورتي كه زوجه نشوز را انكار كند زوج بايد اثبات كند ودر صورت عدم ثبوت نشوز ، زوج بايد از گناهى كه كرده توبه نمايد واز زوجه استرضاء كند .
س 37 - زوج مدعى عقد منقطع ، وزوجه منكر بوده وعقد را دائم دانسته وتقاضاى نفقه يا طلاق دارد وزوج حاضر به استحلاف زوجه نبوده ومدت را هم منقضى مىداند ، زوجه