تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجمع المسائل ( فارسي ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
ج - در صورتي كه ارزش آن عين مسلوب المنفعة وافى به مخارج حج بوده ومىتوانسته آن را بفروشد استطاعت ماليه داشته وبايد براي أو حج استيجار شود .
س 36 - كارمندى بازنشسته‌ام ودر منزل استيجارى سكونت دارم مدتها است كه با نهايت صرفه جوئى ، امرار معاش نموده‌ام وتا به حال مبلغ هشتاد هزار تومان پس انداز كرده‌ام كه خانه‌اى تهيه كنم با توجه به مسأله 2045 رساله آن جناب ( 1 ) وبا گواهى بر اين كه هر فردى ، داشتن خانه محقر ملكي را از هر حيث بر استيجارى ترجيح مىدهد استدعا دارم كه در أطراف كلمه ( رفع احتياج ) توضيح بيشترى داده وبفرمائيد كه آيا حج واجب به من تعلق گرفته يا نه ؟ وضمنا چند سال پيش شخصي از بستگان كه حج واجب خود را انجام داده بود ومى خواست براي ماموريتى به مكة برود واز هر جهت مورد اعتماد بود چون از وضعم بخصوص عدم سلامتى من مسبوق بود از من خواست به أو وكالت دهم تا اعمال حج را برايم انجام دهد من هم شفاها به أو وكالت دادم وأو قبول نمود ووجه قرباني را به أو پرداختم وأو بعدا هزينه‌هاى ديگر را با نهايت ميل به من بخشيد حال اگر حج بر من واجب بوده آيا به نظر حضرت آية الله حج مذكور به اين نحو كافى است يا نه ؟ . ج - چنانچه از جهت نداشتن منزل ملكي ، در حرج شديد واقع نمىشويد حج واجب است واگر موقعى كه جهت حج نيابتى ، وكالت داده‌ايد استطاعت بدني جهت رفتن به مكة وانجام اعمال حج نداشته‌ايد وفعلا هم نداريد ومأيوس از پيدا شدن قدرت بدني بوده وهستيد همان حج نيابتى كافى است .
س 37 - كسى كه فعلا استطاعت مكة رفتن را دارد ولى مقدارى زكات از چندى قبل بدهكار است كه اگر آن را بپردازد قدرت رفتن ندارد در اين صورت جايز است به مكة برود وبعدا زكات را تدريجا بدهد يا نه ؟ ودر صورت عدم جواز
هامش
1 - كسى كه بدون خانه ملكي رفع احتياجش نمىشود وقتي حج بر أو واجب است كه پول خانه را داشته باشد .