بازماندهاى ندارد پس حجّت بعد از او كيست ؟ من كه تو را خبر دادم كه امامت بعد از حسن و حسين در دو برادر جمع نمىشود .
من گفتم : اى سيّدهء من ، قضيهء ولادت مولايم و غيبت او را براى من شرح بده .
در ادامهء روايت ، حكيمه خاتون اينگونه توضيح مىدهد كه نرجس كنيز او بوده و حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام در زمان حيات پدرش حضرت امام هادى عليه السّلام به حكيمه خاتون تصريح كرده است كه خداوند متعال به زودى از اين دختر پسرى به دنيا خواهد آورد كه در نزد خداوند عزّ و جلّ بسيار بزرگوار بوده و زمين را پس از آنكه از ظلم و جور پر شده باشد پر از عدل و داد خواهد كرد .
اينجاست كه حكيمه خاتون از حضرت امام هادى عليه السّلام اجازه مىگيرد كه اين كنيز را به پسر آن حضرت حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام ببخشد .
در اينجا حكيمه مىگويد : پس لباس پوشيده و به منزل حضرت ابو الحسن امام هادى عليه السّلام رفتيم و نشستم . آن حضرت ، سخن آغاز كرده و فرمودند : « اى حكيمه به دنبال نرجس و پسرم ابو محمّد بفرست » . حكيمه خاتون گويد : گفتم :
مولاى من ، من هم به همين قصد به نزد شما آمدهام تا در همين مسأله از شما اجازه بگيرم . آن حضرت به من فرمودند : « اى زن بابركت ، خداوند تبارك و تعالى دوست دارد تا تو را در اجر اين كار شريك نموده و از اين خير تو را بهرهاى رساند » .
حكيمه گويد : من ديگر درنگ نكرده به منزل خود بازگشته و نرجس را آرايش كرده و او را به حضرت ابو محمّد امام عسكرى عليه السّلام بخشيده و در خانهء خود ميان آن دو جمع نمودم . حضرت امام عسكرى عليه السّلام چند روزى در خانهء
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 96
مساهمون: منذر حكيم
ص٩٦