نشناخت آنها از آن تو و روزىاى است كه خداوند متعال به تو عنايت كرده است « 1 » .
5 . محمّد بن حسن گويد : به آن حضرت نامهاى نوشتم دربارهء مردى كه باغى را فروخته است كه در آن هم درختان متنوعى از انگور و غيره وجود دارد ، اما يك درخت از آن باغ را از فروش استثنا كرده است . آيا وى در آن باغ به اندازهء راهى كه به درخت خود برسد حق دارد ؟ و اين درخت استثنا شده از فروش چه مقدار از زمينى كه اطراف آن است را به خود اختصاص مىدهد ؟ آيا به اندازهء زمينى كه شاخ و برگ آن درخت بر آن سايه مىاندازد يا به اندازهء جايى كه تنهء درخت در آن روييده است ؟
آن حضرت در پاسخ اينگونه نوشتند : وى تنها به مقدارى كه عرفا از چنين استثنايى برداشت مىشود حق استفاده از زمين را دارد پس نبايد كه از حق خود تجاوز نمايد « 2 » .
6 . محمّد بن حسن صفّار به حضرت امام عسكرى عليه السّلام نامهاى نوشته در آن نامه از حكم مردى پرسيد كه از مردى زمينى با حدود چهارگانه مشخّص خريده است كه در آن زمين زراعت و درخت خرما و درختان ديگر موجود است . وى در هنگام خريد و فروش از درخت خرما و زراعت و ساير درختان نامى نبرده و در فروش نامه نيز آنها را ننوشته است ، بلكه در آن نوشته است :
وى اين زمين را با همهء حقوق داخل در آن و خارج از آن خريده است ، آيا آن زراعت و خرما و درختان ديگر جزء حقوق زمين هستند ؟
آن حضرت در پاسخ مرقوم فرمودند : اگر زمين را با حدود چهارگانهء آن و هرچه
هامش
( 1 ) . كافى فروع 5 / 139 / 9 .
( 2 ) . تهذيب 7 / 90 / 24 ، در توضيح اين جواب مىتوان گفت : از اين جواب استفاده مىشود كه فروشندهء زمين بافروش آن ، از نظر ملكيت - در همهء فرضهاى سؤال - هيچ حقى در زمين ندارد و تنها مالك درخت بوده به آن مقدار كه براى دستيابى او به درختش لازم است مىتواند در زمين تصرف كند .