تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
همراه وى هشداردهنده باشد ؟ * يا گنجى به طرف او افكنده نشده يا باغى ندارد كه از [ بار و بر ] آن بخورد ؟ و ستمكاران گفتند : جز مردى افسون شده را دنبال نمىكنيد ) و همچنين گفتند : ( چرا اين قرآن بر مردى بزرگ از [ آن ] دو شهر مكه و مدينه فرود نيامده است ؟ ) و خداوند عزّ و جلّ فرموده است : ( و گفتند : تا از زمين چشمه‌اى براى ما نجوشانى ، هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد . * يا [ بايد ] براى تو باغى از درختان خرما و انگور باشد و آشكارا از ميان آن‌ها جويبارها روان سازى * يا چنان كه ادعا مىكنى ، آسمان را پاره‌پاره بر [ سر ] ما فرو اندازى ، يا خدا و فرشتگان را در برابر [ ما حاضر ] آورى * يا براى تو خانه‌اى از طلا باشد ، يا به آسمان بالا روى ، و به بالا رفتن تو [ هم ] اطمينان نخواهيم داشت ، تا بر ما كتابى نازل كنى كه آن را بخوانيم ) . و در انتهاى كار به آن حضرت گفتند : اگر تو همچون موسى پيامبر هستى پاره‌اى از آسمان را بر سر ما مىافكندى و يا صاعقه‌اى بر سر ما نازل مىكردى . چراكه آنچه ما از تو خواسته‌ايم بسيار سخت‌تر از چيزى است كه قوم موسى از او خواستند . آن حضرت ادامه دادند : تفصيل اين مطلب بدين صورت بود كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله روزى در مكّه و در كنار خانهء كعبه نشسته بود و گروهى از رؤساى قريش از جمله وليد بن مغيرهء مخزومى ، ابو البخترى ، ابن هشام و ابو جهل و عاص بن وائل سهمى و عبد اللّه بن ابى اميّهء مخزومى و گروهى از اتباع و پيروانشان در كنار خانهء كعبه جمع شده بودند ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله نيز در ميان تعدادى از اصحاب خود نشسته بود و كتاب خدا را بر آنان خوانده ، امر و نهى الهى را به آنان گوشزد مىفرمود . بعضى از مشركان به يكديگر گفتند : امر محمّد بالا گرفته و مقامش بلند شده است . پس بياييد شروع به كوبيدن و توبيخ او نموده بر او احتجاج كرده ،