اين امر [ امامت ] مسألهاى گذرا و زودگذر بود كه شما به آن معتقد شده و آن را بهعنوان دين پذيرفته بوديد و هنگام اتمام آن مشخّص بود موردى براى شك موجود بود اما اگر اين امامت امرى است كه تا كارهاى خداوند عز و جل در جريان است پيوسته است اين شك را چه معنايى است « 1 » .
امام مهدى عليه السّلام در ميراث امام حسن عسكرى عليه السّلام
از حسن بن ظريف روايت شده است كه گفت : دو مسأله در دل من ايجاد شد كه قصد كردم آن دو را در نامهاى نوشته و به سوى حضرت امام حسن عسكرى بفرستم و از آن حضرت پاسخ بخواهم . نامه را نوشته و از آن حضرت دربارهء قائم پرسيدم كه آن هنگام كه قيام كند بر چه اساس قضاوت خواهد كرد ؟
و مكانى كه آن حضرت براى قضاوت در ميان مردم در آنجا مىنشيند كجاست ؟ و مىخواستم كه از آن حضرت چيزى هم دربارهء درمان تب نوبه ( تبى كه هر چهار روز يك بار عود مىكند ) بپرسم اما فراموش كردم كه چيزى در اين رابطه بنويسم . جواب از آن حضرت بدينگونه آمد كه :
از اين مسأله سؤال كردى كه چون قائم در ميان مردم قيام نمايد بر چه اساس قضاوت مىكند . او در ميان مردم مانند داود پيامبر عليه السّلام به علم خود قضاوت مىكند و از بيّنه سؤال نمىكند . و مىخواستى دربارهء تب نوبه سؤال كنى و فراموش كردى . ورقهاى بردار و در آن بنويس
يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ ؛
اى آتش ، براى ابراهيم سرد و بىآسيب باش و آن را به گردن شخص تبدار بياويز كه به اذن خداوند متعال إن شاء اللّه سالم مىشود .
من نيز چنين كاغذى را نوشته و بر گردن شخص تبدار آويختم ، اين مداوا
هامش
( 1 ) . كمال الدّين / 222 .