ائمّه عليهم السّلام نيز همين راه را ادامه داده و براى تحقق اين هدف ، طبق شيوهء علمى صحيحى كه خود به تدريج ويژگىها و جزئيات آن را ترسيم نموده بودند ، به تقويت فقيهانى پرداختند كه امين بر حلال و حرام الهى باشند . و عليرغم شرايط بسيار سختى كه پس از عصر امام صادق عليه السّلام به وجود آمد ، به تلاشهاى خود در اين راه ادامه دادند .
پس از اين دوران ، گامهايى كه حضرت امام هادى عليه السّلام در اين زمينه برداشتند نقش آشكارى در دادن يك ساختار اجتماعى كامل به مرجعيت علما ايفا نمود ، آن حضرت فرمودهاند : اگر بعد از غيبت قائم شما عليه السّلام دانشمندانى نبودند كه مردم را به سوى او دعوت نموده ، به سوى او راهنمايى كرده ، با حجج و براهين خداوند از دين او دفاع نموده ، بندگان ضعيف خداوند را از دام شيطان و پيروان گردنكش او نجات داده ، آنان را از دامهاى نواصب برهانند ، هر آينه كسى باقى نمىماند مگر اينكه از دين خدا مرتدّ مىشد ، اما آنانند كه همچون ناخدايى كه سكّان كشتى را در دست مىگيرد زمام دلهاى شيعيان ضعيف را در دست دارند . آنان كسانى هستند كه در نزد خدا از برترين افراد مىباشند « 1 » .
نكتهء اساسى در اين تفكّر كه تفكّر رجوع دادن امت به فقيهان عادل است اين است كه : « نسلهاى مسلمان همواره به كسى احتياج دارند كه آنان را ارشاد و توجيه نموده و خود اهل فكر و تدبير باشد تا تعاليم دين را به آنان اعطا كرده ، سطح ايمان و اعتقاد آنان را بالا آورده ، اسلام را براى آنان تشريح كند و آنان را در راه و روش زندگى به سمت عدالت و سلاح و رضايت خداوند عزّ و جلّ رهنمون گردد » « 2 » .
در همين راستا مىبينيم كه حضرت امام عسكرى عليه السّلام مواضع مثبتى
هامش
( 1 ) . احتجاج 2 / 260 .
( 2 ) . صدر ، الغيبة الصّغرى / 219 .