مبحث پنجم : پيشوايى عالمان ، امينان خدا بر حلال و حرام
مرجعيت دانشمندان و رهبرى شيعه توسط آنان بعد از غيبت كبرى كه در سال 329 هجرى با وفات وكيل چهارم امام مهدى عليه السّلام « 1 » آغاز گرديد ، مسألهاى حياتى بود كه ائمّهء معصومين عليهم السّلام به دستور خدا و رسول به ترويج آن مبادرت كردند . آنان به شيعيان دستور دادند تا در همهء مسائل به دانشمندان و فقهايى كه در مدرسهء رسالى آنان تربيت شده بودند رجوع كرده ، آموزههاى دينى خود را از آنان دريافت نمايند ، حضرت امام صادق عليه السّلام نيز در روايتى كه هماكنون خواهيد خواند به اين مفهوم مشروعيت داده است :
« ينظر من كان منكم ممن قد روى حديثنا و نظر في حلالنا و حرامنا و عرف أحكامنا ، فليرضوا به حكما فإني قد جعلته عليكم حاكما ، فإذا حكم بحكمنا فلم يقبل منه ، فانما استخفّ به حكم اللّه و علينا ردّ ، و الرادّ علينا رادّ على اللّه و هو على حدّ الشرك باللّه » ؛
شيعيان بايد بنگرند به كسانى كه احاديث ما را روايت كرده و در حلال و حرام ما صاحب نظر شده ، احكام ما را مىشناسند . پس هنگامى كه چنين كسى را يافتند بايد به حكم او رضايت دهند . چراكه من وى را بر شما حاكم قرار دادم ، پس اگر كسى حكم او را كه همانند حكم ما است نپذيرفت و آن را رد كرد ، حكم خدا را سبك شمرده و ما را رد نموده است . و هركس كه ما را رد كند خداوند متعال را رد نموده و اين كار در حد شرك به خداوند متعال است « 2 » .
هامش
( 1 ) . على بن محمّد سمرى ، ر . ك كشف الغمّه 3 / 207 .
( 2 ) . كافى 1 / 54 / 10 ، 7 / 412 / 5 ، تهذيب 6 / 218 / 514 و 301 / 845 .