انداخت - همان عملى كه متوكّل نيز مانند آن را با پدرش حضرت امام هادى عليه السّلام انجام داده بود - به عذرخواهى از آن حضرت و مدارا با ايشان پرداخت ، جريان از اين قرار بود كه وى حضرت امام حسن عسكرى را به يحيى بن قتيبه سپرد كه همواره آن حضرت را تحت فشار قرار مىداد ، وى نيز آن حضرت را در محل نگهدارى گروهى از درندگان انداخت به اين گمان كه آنها به زودى حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام را خواهند خورد ، البته بايد دانست كه پيش از آن ، زن يحيى وى را از آزار رساندن به امام عسكرى عليه السّلام بر حذر داشته و به او گفته بود : « از خدا بترس ، كه من بر تو از او بيمناكم » .
روايت شده است كه يحيى بن قتيبه بعد از سه روز به همراه مربّى شيران به محل نگهدارى درندگان آمد ، اما ديد كه آن حضرت مشغول نماز بوده و شيران در اطراف آن حضرت هستند . در اين هنگام مربّى شيرها وارد محل نگهدارى آنان شد ، اما شيرها بر سر او ريخته و او را خوردند . يحيى به نزد خليفه معتمد رفته و او را به اين امر آگاه كرد . معتمد بر حضرت امام عسكرى عليه السّلام داخل شده و از آن حضرت عذرخواهى نموده و به نزد آن حضرت تضرّع نمود . . . « 1 » .
اما معتمد سختگيرى بر امام حسن عسكرى عليه السّلام را بعد از آن نيز ادامه داد تا جايى كه وى را در زندان على بن جرين انداخته و همواره دربارهء آن حضرت از وى سؤال مىكرد . اما زندانبان در پاسخ وى مىگفت : وى روزها روزه دارد و شبها به نماز و عبادت مشغول است « 2 » .
ابن صبّاغ مالكى گويد : ابو هاشم داود بن قاسم جعفرى گويد : من در حبسى كه در منطقهء جوشق بود با حسن بن محمّد عتيقى و محمّد بن ابراهيم
هامش
( 1 ) . مناقب آل ابى طالب 4 / 430 .
( 2 ) . مهج الدّعوات / 275 .