تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
و محبّت بودند . . . و امّا دربارهء ابو جعفر محمّد بن على بايد به شما بگويم كه من او را به اين جهت به دامادى خود برگزيدم ، كه مىبينم عليرغم كمى سنّ ، در دانش و فضيلت بر تمام اهل علم و دانش و فضيلت ، برترى دارد كه اين امرى بسيار عجيب است ، و من اميدوارم تا آنچه را كه از او شناخته‌ام براى همهء مردم آشكار كنم « 1 » . بزرگان بنى عبّاس از نزد مأمون خارج شدند و رأيشان بر اين مسأله اتّفاق پيدا كرد كه به نزد يحيى بن اكثم كه در آن زمان قاضى القضاة بود رفته و از او بخواهند تا مسأله‌اى از امام جواد بپرسد كه او از پاسخ آن عاجز شود و به يحيى بن اكثم وعده دادند در صورت پيروزى بر امام جواد عليه السّلام جوايز و اموال گرانبها و نفيسى به او خواهند داد . آنان سپس با مأمون قرار گذاشتند كه روزى مجلسى آراسته شده ، يحيى بن اكثم در آن مجلس حاضر گشته و امام جواد عليه السّلام را مورد سؤال قرار دهد . امام جواد عليه السّلام در آن مجلس حاضر گرديدند و به سؤالات يحيى بن اكثم گوش دادند . يحيى بن اكثم از امام دربارهء محرمى پرسيد كه شكارى را در حال احرام بكشد ، و امام جواد عليه السّلام مسأله را آن‌قدر به فروع مختلف تقسيم كرده و از يحيى بن اكثم دربارهء سؤالش كه از كدام‌يك از اين شقوق مىباشد پرسيدند و يحيى بن اكثم مات و مبهوت شده نتوانست جوابى به امام جواد عليه السّلام بدهد . به همين خاطر بود كه از امام درخواست كرد خود اين مسأله را با تمام شقوق و فروع براى او توضيح دهد . مأمون نيز در همان جلسه نشسته بود و به تمام اين گفتگوها گوش مىكرد . سپس رو به اهل‌بيت خود از عبّاسيان كرده به آنان
هامش
( 1 ) . ارشاد / 2 / 282 و به نقل از آن اعلام الورى / 2 / 101 بدون سند ، و در كشف الغمة 3 / 144 اين روايت با سند ذكر شده است .