مىشود دچار لغزش گردم » . امام در جواب نامهء او چنين نوشتند كه : « هرگاه موقعيّت را مناسب بدانم براى حلّ مشكل تو به درگاه خدا خواهم رفت » پس چند روزى نگذشته بود كه از زندان آزاد شد « 1 » .
2 . علّامهء مجلسى از كتاب الخرائج نقل كرده است : از محمّد بن فرج روايت شده كه گفت : حضرت امام هادى عليه السّلام در نامهاى به من اينگونه نوشتند :
« به امور خود سر و سامان ده و آمادهء امر مهمّى باش » ، محمّد بن فرج گويد : من مشغول رتق و فتق امور خود شدم و نمىدانستم كه منظور آن حضرت از نامهاى كه نوشته است چيست ، تا اينكه فرستادهاى از طرف حكومت بر من وارد شده و مرا از مصر دستگير كرده و با غل و زنجير حركت داده و تمام اموال و دارايىهاى مرا مصادره كردند .
من هشت سال در زندان بودم تا اينكه نامهء ديگرى از حضرت امام هادى عليه السّلام در زندان به دست من رسيد . در آن نامه نوشته شده بود : « در ناحيهء كرانهء غربى فرود نيا » . هنگامى كه اين نامه را خواندم در دل گفتم : چگونه است كه امام هادى عليه السّلام چنين مطلبى را براى من مىنويسد درحالىكه من در زندان به سر مىبرم و اين مسأله عجيب است ! امّا چند روزى نگذشت كه از زندان آزاد شده ، مشكلم بر طرف شد ، دست و پاى مرا باز كرده و از زندان آزادم كردند .
هنگامى كه محمّد بن فرج به عراق بازگشت بهخاطر دستورى كه حضرت امام هادى عليه السّلام به وى داده بود در بغداد توقّف نكرده به سمت سامرا به راه افتاد .
محمّد بن فرج گويد : به امام هادى عليه السّلام پس از خروج از زندان نامهاى
هامش
( 1 ) . مسند الامام الهادى عليه السّلام / 121 .