اشكال مىكرد خوددارى نكرده ، بلكه پا را فراتر گذاشته و هنگامى كه همهء پزشكان از معالجهء متوكّل مأيوس شده بودند ، دوايى كارساز براى رفع ناراحتى او تجويز نمود « 1 » .
2 . ردّ تحريكات فكرى و شبهههاى دينى
ديديم كه در عصر حضرت امام هادى عليه السّلام ، امّت اسلام مبتلا به مسائلى نظير خلق قرآن و شبهات مستمرّى در رابطه با مسائل جبر و تفويض و اختيار مواجه بوده است .
امام هادى عليه السّلام در بيان چگونگى معالجهء اين امراض فكرى به صورتى هوشمندانه و جدّى همكارى داشته است . نامهاى كه از حضرت امام هادى عليه السّلام براى اهل اهواز صادر شده است ، دربردارنده ردّ علمى و مفصّل شبههء جبر و تفويض بوده و شيوهء بديع حضرت امام هادى عليه السّلام را در مقام ردّ نظريات باطل بهخوبى نشان مىدهد . همچنين از آنجا كه مسألهء غلوّ و تصوّف از پديدههاى انحرافى جامعهء اسلامى آن روزگار بوده است ، امام هادى عليه السّلام با اين هردو پديده بهگونهاى مناسب برخورد نموده است « 2 » .
3 . هماوردخواهى علمى در برابر دستگاه حكومت و عالمان وابسته
بهجا آوردن امتحانات و آزمايشهاى علمى از پيشوايان اهلبيت عليهم السّلام كوتاهترين راه براى حاكمان بود ، تا بدانند آنان ، تا چهاندازه از شايستگى علمى كه يكى از شرايط امامت و پيشوايى است برخوردار مىباشند ، و همين
هامش
( 1 ) . ر . ك كافى 1 / 499 .
( 2 ) . رجوع كنيد به بخش سوّم از قسمت اوّل همين كتاب ، بحث برحذر داشتن امام هادى عليه السّلام از بحث كردن با صوفيان . همچنين به مبحث امام هادى عليه السّلام و غاليان در بخش دوّم از قسمت چهارم اين كتاب مراجعه نماييد .