فرستادن يك معلّم [ در اوان كودكى ] براى تعليم امام هادى عليه السّلام آغاز شد . سپس ، آن حضرت دعوت متوكّل را براى رفتن به سامرا پذيرفتند . امام هادى عليه السّلام بارها و بارها اجازه دادند تا منزل ايشان در مدينه و سامرا مورد بازرسى و تفتيش قرار گيرد ، بلكه آن حضرت پا را فراتر گذاشته ، به متوكّل اطمينان مىدادند كه قصد هيچگونه انقلاب و قيامى بر ضدّ او را ندارند . مانند روزى كه متوكّل نيروها و توان نظامى خود را در يك رژه يا مانور به نمايش مىگذاشت . وى حضرت امام هادى عليه السّلام را در اين مراسم حاضر كرد تا تلويحا به آن حضرت بفهماند كه چه مقدار نيروى نظامى در اختيار دارد ، تا كسى از خاندان امام هادى عليه السّلام به فكر قيام عليه خليفه نيفتد . امام هادى عليه السّلام رو به او كرده و فرمودند :
ما در رابطه با امور دنيوى هيچگونه مناقشه و جدالى با شما نخواهيم كرد . ما آنقدر مشغول به امر آخرت هستيم كه ديگر دنيا براى ما ارزشى ندارد . پس دربارهء آنچه كه به آن فكر مىكنى نگران نباش « 1 » .
متوكّل عليرغم بازرسىهاى ناگهانى و بسيارى كه از خانهء امام هادى عليه السّلام به عمل آورد نتوانست به هيچگونه مستمسكى بر ضدّ امام هادى عليه السّلام دست يابد .
و ديديم كه امام عليه السّلام چگونه در كنار اجتناب از اين تحريكها از نصيحت ، ارشاد و موعظهء متوكّل نيز خوددارى نمىكردند .
ابن شهر آشوب با سند خود از ابو محمّد فحّام روايت مىكند كه گفت :
متوكّل روزى از « ابن جهم » پرسيد : شاعرترين مردم چهكسى است ؟ ابن جهم شاعرانى را از عهد جاهليت و اسلام برشمرد . سپس متوكّل همين سؤال را از امام هادى عليه السّلام نمود . امام هادى پاسخ دادند : شاعرترين مردم به نظر من
هامش
( 1 ) . بحار الانوار 50 / 155 .