« حمّانى » « 1 » مىباشد . آنجا كه مىگويد :
« گروهى از قريش به كشيدگى گونهها و انگشتان خود بر ما فخر فروختند . »
« پس هنگامى كه ما بر سر اين مطلب با آنان نزاع كرديم ، بانگ عبادتگاهها اذان بر حقّانيت ما و برترى ما نسبت به آنها گواهى داد . »
« تو ما را ساكت و آرام مىبينى ، امّا گواه ما هرروز با بانگ بلند در هر مسجدى به فضيلت و برترى ما بر آنها شهادت مىدهد . »
« چراكه رسول خدا احمد جدّ ما و ما چون ستارگانى درخشان ، فرزندان او هستيم . » « 2 »
متوكّل پرسيد : اى ابو الحسن ، بانگ عبادتگاهها ديگر چيست ؟
امام هادى عليه السّلام پاسخ دادند : « أشهد أن لا إله الا اللّه و أشهد أنّ محمّدا رسول اللّه » ، آيا او جدّ من است يا جدّ تو ؟
متوكّل خنديد و گفت : جدّ تو است ، تو را از او جدا نمىكنم « 3 » .
امام هادى عليه السّلام نيز چنان كه ديديم عليرغم دشمنى آشكار متوكّل با علويان ، هيچگاه از جواب دادن به مسائل مشكل علمى كه براى دستگاه حكومتى ايجاد
هامش
( 1 ) . لازم به ذكر است اين شخص كه امام هادى عليه السّلام از او اينچنين تعريف كرده است از بزرگان بنى هاشم بوده نامونسب او على بن محمد حمانى شاعر ، ابو الحسن على بن محمد بن جعفر بن محمد بن زيد بن على بن الحسين عليهم السّلام م . 301 ه . ق مىباشد طالبان مىتوانند به المجدى / 185 و الغدير / 3 / 57 مراجعه كنند .
( 2 ) .لقد فاخرتنا من قريش عصابة * بمدّ خدود و امتداد أصابع
فلما تنازعنا المقال قضى لنا * عليهم بما نهوى نداء الصوامع
ترانا سكوتا و الشّهيد بفضلنا * عليهم جهير الصوت في كل جامع
فإن رسول اللّه احمد جدّنا * و نحن بنوه كالنجوم الطوالع( 3 ) . امالى طوسى / 287 ح 557 ، مناقب آل ابى طالب / 4 / 438 .