كنند ، تا نفوذ آن حضرت گسترش نيافته و دامنهء رهبرى آن حضرت افزايش نيابد . و در زمانى كه متوكّل در سر ، فكر زندانى كردن و يا كشتن آن حضرت را مىپروراند ، آوازهء فضيلت و كمال امام هادى عليه السّلام و شهرت آن حضرت ، گذشته از عامّهء مردم ، حتّى در دربار عبّاسى نيز پيچيده بود .
براى اينكه دريابيم امام هادى عليه السّلام عليرغم همهء اقداماتى كه از سوى حكومت براى ساقط نمودنش انجام مىشد از چه مقام و منزلت و الا و چه موقعيّت اجتماعى ويژهاى در جامعه برخوردار بوده است ، كافى است نگاهى سريع به آنچه معاصران آن حضرت دربارهء او گفتهاند بيندازيم « 1 » .
5 . عبّاسيان و امام هادى عليه السّلام
پس از اينكه حكّام عبّاسى جايگاه ويژهء اجتماعى ائمّهء اطهار عليهم السّلام و اهلبيت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را شناخته و دانستند كه آنها براى حكومت و سلطنت اقدامى نمىكنند ، بلكه مردان عرصهء ارزشها ، اعتقادات و اصول مىباشند ، رفتهرفته سياست آنان در مقابله با اهلبيت عليهم السّلام متحول گرديد . سياست سفّاح و منصور و هارون الرّشيد در مراقبت شديد و ايجاد تنگنا براى ائمّهء اطهار عليهم السّلام خلاصه مىشد ، امّا درعينحال مجالى براى حركتهاى محدود آنها مىداد .
آنان در كنار اين سياست به ايجاد شخصيتهاى علمى در مقابل اهلبيت عليهم السّلام دست يازيدند تا اهلبيت عليهم السّلام در عرصهء اجتماع آن روزگار تنها مرجع دينى و علمى نباشند . حمايت مستقيم حاكمان از پيشوايان مذاهب اهل سنّت و قبول بعضى از اين مذاهب از طرف حكومت وقت و يا دعوت حكومت نسبت به آن
هامش
( 1 ) . ر . ك بخش دوّم از قسمت اوّل اين كتاب .