كه : آن صورتها اكنون محلّ جنگ و جدال كرمها شده است »
« چه طولانى بود عمرى كه آنان در آن فقط خوردند و آشاميدند ، امّا اكنون پس از آن خوردن طولانى خود خوراك مورومار شدهاند . » « 1 »
اينجا بود كه متوكّل بهشدّت گريست و دستور داد تا بساط شراب را برچينند . آنگاه رو به امام هادى عليه السّلام كرد و گفت : اى ابو الحسن ، آيا دين و بدهى دارى ؟ امام هادى عليه السّلام پاسخ دادند : آرى ، چهار هزار دينار ، متوكّل به آن حضرت چهار هزار دينار داد و آن حضرت را با احترام تمام به خانهاش بازگرداند .
از ديگر مواردى كه متوكّل دستور داد تا خانهء امام عليه السّلام را بازرسى كنند اين جريان است : مقدّمهء جريان اينگونه بوده است كه روزى متوكّل به بيمارى دچار شد و دملهايى از بدن او خارج شد كه او را به حد مرگ رساند ، و هيچ پزشكى جرأت نمىكرد تا به دمل او نيشتر بزند . مادر متوكّل نذر كرد كه اگر پسرش از اين مرض رهايى يابد از مال خود مبلغ بسيارى به حضرت ابو الحسن على بن محمّد امام هادى عليه السّلام بدهد . فتح بن خاقان كه از نذر مادر متوكّل آگاه شده بود به او گفت : اگر هماكنون كسى را به نزد او بفرستى و از او در اينباره سؤال كنى ، شايد كه او براى حلّ اين مشكل راهى داشته باشد .
اينجا بود كه مادر متوكّل كسى را به نزد امام هادى فرستاد و شرح بيمارى
هامش
( 1 ) .باتوا على قلل الأجبال تحرسهم * غلب الرجال فما أغنتهم القلل
و استنزلوا من بعد عز من معاقلهم * فاودعوا حفرا يا بئس ما نزلوا
ناداهم صارخ من بعد ما قبروا * أين الاسرة و التيجان و الحلل
أين الوجوه التي كانت منعمة * من دونها تضرب الاستار و الكلل
فأفصح القبر عنهم حين ساءلهم * تلك الوجوه عليها الدود يقتتل
قد طال ما أكلوا دهرا و ما شربوا * فأصبحوا بعد طول الأكل قد أكلوا