را شىء خواند ؟
امام عليه السّلام فرمود : آرى ، اما او را از دو حدّ « تعطيل » ( انكار وجود و ربوبيت او ) و « تشبيه » ( او را با اوصاف خلق توصيف كردن ) بايد خارج كرد . « 1 »
3 . راوى مىگويد : « از ابو جعفر ، محمد بن على ثانى پرسيدم : معناى « واحد » چيست ؟ امام عليه السّلام فرمود : [ واحد چيزى است كه ] همهء زبانها بر وحدانيت او همصدا هستند . « 2 »
تفسير و تأويل قرآن كريم
قرآن چندين بعد دارد ، ظاهر و باطن و تأويل و تفسير كه « تنها خدا و راسخان در علم ، تأويل آن را مىدانند » . « 3 » بىترديد راسخانى كه خداوند از ايشان نام برده ، پيامبران صلّى اللّه عليه و آله و سلم و امامان معصوم عليهم السّلام هستند . اين بزرگان در هر فرصتى و موقعيت كه مىديدند كتاب خدا از سوى منحرفان مورد تفسير و تأويل مغرضانه قرار مىگرفت ، بنا به وظيفهء خود پا به ميدان مىنهادند و بطلان مدعى را آشكار مىكردند . همانند ديگر امامان ، از امام جواد عليه السّلام نيز نصوص فراوانى در تفسير و تأويل پارهاى از آيات قرآن كريم وارد شده است .
از جمله مباحث تفسيرى كه از اين بزرگوار رسيده ، تفسير اين دو آيه است :
« ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ * أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ » ؛
« 4 » هر آيتى و نشانهاى را نسخ كنيم ، يا آن را به [ دست ] فراموشى بسپاريم ، بهتر از آن ، يا مانندش را مىآوريم ، مگر ندانستى كه خدا بر هركارى تواناست ؟ مگر ندانستى كه فرمانروايى
هامش
( 1 ) . همانجا .
( 2 ) . صدوق ، التوحيد / 82 .
( 3 ) . آل عمران / 7 .
( 4 ) . بقره / 106 - 107 .