توحيد
روزگار امام جواد عليه السّلام شاهد شبههپردازى و توهمافكنى بسيارى دربارهء توحيد بود . اين جو از سوى كسانى به وجود مىآمد كه نسبت به اسلام كينهاى سخت داشتند و در تشكيك نسبت به اصول دين هيچ مانعى پيش روى خود نمىديدند . آنان بر آن بودند تا با القاى شبهه ، اعتقادات مسلمانان را متزلزل و آنان را در اصول دين و اعتقاداتشان گرفتار شك و ترديد كنند . تلاش آنان گسترده ، اما بىاثر بود ، چرا كه شخصيتى علمى و برخوردار از علم الهى ، همچون امام جواد عليه السّلام خواب خوش آنان را برآشفته ، شبهههاىشان را باطل و مردود مىنمود . در اينجا مواردى از پاسخ امام جواد عليه السّلام را به شبههسازان مىخوانيم :
1 . راوى مىگويد : « از ابو جعفر دربارهء توحيد پرسيده ، گفتم : او ( خدا ) را در وهم خود « شيئى » بپندارم ؟
امام جواد عليه السّلام فرمود : آرى ، اما نه معقول [ كه بپندارى مىتوانى به كنه ذات او برسى ] و نه محدود [ كه او را در جايى و اندازه و شكلى محدود بدانى ] . [ و بدان كه ] هرچه در وهم تو پديد آيد [ به يقين خداوند ] بر خلاف آن است [ ، چرا ] كه چيزى در اوصاف ، به او همانند نيست و اوهام و انديشه [ كه تنها محسوس را درك مىكنند ] نمىتوانند پى به ذات او ببرند . چگونه وهم مىتواند چيزى را درك كند كه خلاف معقول و تصورات وهم است ؟ بهيقين تنها مىتوان او را شيئى دانست كه نه معقول است و نه محدود . « 1 »
2 . نيز روايت شده است كه : « از ابو جعفر ثانى عليه السّلام پرسيده شد : مىتوان خدا
هامش
( 1 ) . اوصل كافى 1 / 64 .