4 . ميراث تاريخى
تاريخ از ديگر موضوعهايى بود كه حضرت جواد عليه السّلام بدان پرداخته و به سؤالها پاسخ مىداد .
الف ) علامه مجلسى از مرحوم شيخ صدوق و او از حضرت عبد العظيم حسنى نقل كرده كه گفت : « نامهاى به ابو جعفر ثانى عليه السّلام نوشتم و در آن نامه از حضرتش جوياى نام « ذو الكفل » [ پيامبر ] شدم . او - كه درود خدا بر او باد - در پاسخ نوشت : خداى متعال يكصد و بيست و چهار هزار پيامبر برانگيخت . از ميان آنان سيصد و سيزده تن مرسل بودند كه « ذو الكفل » - كه درود خدا بر او باد - يكى از آنان است . او پس از سليمان بن داوود عليه السّلام مىزيست و همانند داوود عليه السّلام ميان مردم داورى مىكرد و جز براى خدا و در راه خدا خشم نمىگرفت . نامش « عويديا » بود و هموست كه خداى بلندمرتبه در كتاب خود از او نام برده ، مىفرمايد :
وَ اذْكُرْ إِسْماعِيلَ وَ الْيَسَعَ وَ ذَا الْكِفْلِ وَ كُلٌّ مِنَ الْأَخْيارِ ؛
« 1 » و اسماعيل و يسع و ذو الكفل را به يادآور [ كه ] همه از نيكانند . « 2 »
ب ) مسعودى با اسناد خود از ابو جعفر ثانى ، محمد بن على الرضا عليه السّلام و او از پدرش - كه درود خدا بر آنان باد - نقل كرده است : « امير المؤمنين عليه السّلام به همراه فرزندش ابو محمد ( امام حسن مجتبى ) عليه السّلام و سلمان فارسى وارد مسجد شد و [ در جاى خود ] نشست و مردم گرد او فراهم آمدند . در همينحال مردى خوشسيما كه تنپوش آراستهاى بر تن داشت وارد مسجد شد و به حضرتش سلام داد و نشست ، آنگاه گفت : اى امير المؤمنين ، نزد تو آمدهام تا دربارهء سه
هامش
( 1 ) . سوره ص / 48 .
( 2 ) . بحار الانوار 13 / 405 .