دشمنى او نهد .
هرگاه غنايم شكوه ، والايىها و افتخارات تقسيم شوند [ بىترديد ] برترينها از آن اوست و چون مركب مهترى زين شود ، راهوارترين و چابكترين آنها براى اوست .
در بخشش و دهش از باران رحمت پيشى مىگيرد ، در مددرسانى با شير [ مردان ] همپا مىشود ، و چون در رفتن [ بر كسى ] پيشى گيرد ، بزرگوارانه و [ آن گونه كه خشنودى را فراهم آورد ] پيشى مىگيرد .
چون پدران و فرزندان گرامى او را - كه درود بر آنان باد - برشمرند ، [ بى ترديد ] در توصيف آنان درج گهرهاى يكتا به انتظام درآيد و چون در صدد بيان خصوصيات آنان برآيند ، همه نيكىها و والايىها را گرد مىآورد . تمام ارجمندىها و افتخارات در او جمع است و پيش از او در پدرانش جمع بود و پس از او در فرزندانش جمع شده و خواهد شد . حال چه كسى پدرى چون پدر او و جدى همانند جد او دارد ؟
او در بزرگى آنان شريك است و آنان نيز در بزرگوارى او شريكند . همان گونه كه آنان دست تهى مستمندان و از كارافتادگان را از دهش خود پر مىكردند او نيز چنان مىكرد .
به وسيله آنان راههاى هدايت آشكار شده و هم به سبب آنان است كه [ انسان ] از گمراهى ايمن مىشود . با دوستى آنان در روز واپسين اميد رستگارى و رهايى مىرود . آنان اهل نيكى و دهش و بخشش هستند .
تمام مدايح و ستايشها در برابر عظمت آنان ناچيز است و مكارم اخلاق از اخلاق والاى آنان برگرفته شده است .
همه صفات نيكو در گوهرهاى پاك و تبار گرامى آنان پديد آمده است .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 26
مساهمون: منذر حكيم
ص٢٦