آنگاه به منقبتى از امام جواد عليه السّلام اشاره كرد كه مأمون با ديدن آن ، به فضل و والايى او اعتراف كرد . « 1 »
7 . يكى ديگر از كسانى كه دربارهء امام جواد عليه السّلام سخن گفتهاند « على بن عيسى اربلى » ( م 693 ق . ) است .
او تمام ايمان و محبت خود را نسبت به امام جواد عليه السّلام در قالب واژگان ريخته ، چنين گفته است : [ امام ] جواد عليه السّلام در هر حال جواد ( بخشنده ) است و مصداق تعريف لغوى است كه « جواد از جوده ( نيكى ) است » . با پاكى عنصر و پاكيزگى مولد ، سرآمد همگان شد . ستيغ بزرگى را درنورديد ؛ مرتبهاى كه هيچ كس بدان دست نيافته و نخواهد يافت .
شكوه و سرفرازىاش در مرتبهاى و الا قرار دارد و جايگاه بلندش فراتر از ستارگان است . منصب [ امامت ] او شرافتى فراتر از ديگر منصبها دارد . هرگاه تازهرسيدگان كه [ دود ] آتشى ببينند مىگويند : اى كاش آتش [ مطبخ ] او باشد نه آتش « [ بنى ] غالب .
سرفرازانه به والايى دست مىيابد ، شب و روز عرصهء شرافت و افتخار را درمىنوردد و در سرورى و مهترى كسى به دو نرسد [ آنچنان كه مهترىاش در باور نگنجد ] . او بر تارك اختران و آسمان بلندى يافته و از هر پستى دور و به هر فضيلت و والايى نزديك است .
مكارم و والايىها از وجودش عطرآگين مىشوند ، بزرگوارى از او مىتراود و اخبار بخشندگى او ، فرزندان و نياكانش روايت مىشوند . پس خوشا به حال كسى كه در دوستى او بكوشد و بدا بر احوال آنكه دل در گرو
هامش
( 1 ) . ر . ك : مطالب السؤول / 239 و الفصول المهمه / 252 .