تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
پيش از گرفتن نامه از دنيا رفتم ، آن را گشوده به آنچه در آن نوشته شده عمل كنيد . ابو جعفر عليه السّلام رخ در نقاب خاك كشيد و هنوز از خانه‌ام بيرون نشده بودم كه دريافتم سران قوم نزد « محمد بن الفرج » « 1 » گرد آمده ، دربارهء امامت به گفت‌وگو پرداخته‌اند . محمد بن فرج [ كسى را با ] نوشته‌اى نزد من فرستاد كه در آن آمده بود : اگر بيم آشكار شدن [ راز ] نبود خود با جمع حاضر به سراغ تو مىآمديم . دوست دارم نزد من بيايى . من نيز سوار مركب شده ، به خانهء او رفتم و با جمع حاضر در مورد جانشينى ابو جعفر عليه السّلام گفت‌وگو كرديم ، اما بيشتر آن افراد را اسير شك و ترديد ديدم . رو به كسانى كه نامه‌ها را به آنان سپرده بودم كردم و از آنان خواستم نامه را تحويل دهند و آنان نامه‌ها را دادند و به آن‌ها گفتم : اين همان [ روزى ] است كه به شما سفارش كرده بودم . يكى از آنان گفت : دوست مىداشتيم تا كسى ديگر نيز گواهى مىداد تا گفتهء تو را اعتبار بخشد . گفتم : آنچه را كه مىخواهيم خدا فراهم نموده است . اين ابو جعفر اشعرى ، شنيدن محتواى اين نامه را گواهى مىدهد . از او بپرسيد [ تا حقيقت براى شما روشن شود ] . جماعت حاضر از او درباره محتواى نامه پرسيدند ، او از شهادت دادن خوددارى كرد . او را به مباهله خواندم ، اما به آن تن نداده ، از آن ترسيده بود . از اين‌رو گفت : اين مطلب را خود شنيده‌ام و آن را شرافت والايى مىدانم كه
هامش
( 1 ) . محمد بن الفرج الرخجى از اصحاب امام رضا عليه السّلام ، امام جواد عليه السّلام و امام هادى عليه السّلام بود .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 255 | منذر حكيم / عدى غريباوى / عباس جلالى