حضور مأمون بودند كه زنار بسته ، ديباى رومى بر تن كرده ، صليب بر گردن آويخته و برگ نخل و شاخهء زيتون در دست داشتند » .
نرد باختن و شطرنج زدن ، كبوتربازى و پرداختن بهاى سنگينى در راه تهيهء كبوتران ، « 1 » برگزارى جنگ خروسان و سگان « 2 » و قماربازى از مظاهر زندگى آميخته به بازى و سرگرمى خلفاى عباسى بود و پديدهء قماربازى از دربار عباسيان به ميان طبقهء فقير جامعه نيز راه يافت . « 3 »
دردناكتر و اسفبارتر اينكه ابزار طرب و لودگى ، برخى از محدثان را نيز در بر گرفت ؛ همانهايى كه مىبايست به زيور ايمان و مقاومت در برابر هواى نفسانى آراسته باشند . « خطيب بغدادى » دربارهء « محمد بن الضوء » گفته است :
« او ( محمد ) جايگاه مناسبى براى فراگرفتن علم نيست ، زيرا بىپرده شراب مىخورد و آشكارا به فسق و فجور مىپرداخت . ابو نؤاس در كوفه در خانهء مىفروشى به نام جابر با محمد بن الضوء ديدار مىكرد » . « 4 »
پديدهء زهد و سادهزيستى
بيهودهگرايى و خوشگذرانى يك وجه روزگار امام جواد عليه السّلام بود . در مقابل ، وجه ديگرى را مىتوان از آن روزگار در نظر گرفت كه گرايش عدهاى از مردم به زهد و بىاعتنايى به دنيا را به نمايش مىگذارد . اين جماعت ، فريبايىهاى زندگى مادى را به ديدهء حقارت مىنگريستند و توجهى به آنها نداشتند . يكى از اين زاهدان « ابراهيم بن ادهم » معروف به ابراهيم ادهم بود . او از خوشىهاى زندگى دل بريد و به زندگى زاهدانه و بندگى خدا روى آورد . او
هامش
( 1 ) . حياة الحيوان 3 / 91 .
( 2 ) . الأغانى 6 / 74 - 75 .
( 3 ) . حياة الحيوان 5 / 115 .
( 4 ) . الأوراق / 61 .