پستترين بندگان من بر آن گمارده شده ، بيشتر از سرزمين تحت حكومت تو خراج آورده است » . « 1 »
آنچه باعث تأسف است و بر اندوه مىافزايد اين است كه اين درآمدهاى سرشار كه به گواهى تاريخ به شماره نمىآمد ، در راه بهبود بخشيدن به اوضاع و زندگى اقتصادى مسلمانان هزينه نشده ، بلكه بسيارى از آنها به مصرف خوشگذرانى حاكمان عباسى مىرسيد . داستانهاى « هزار و يك شب » آينهء شفافى است كه خوشگذرانىها و عياشىهاى خليفهء وقت را و نيز پول بىحسابى كه در اين راه هزينه كرده است به ما مىنماياند .
عشق به ثروتاندوزى
آن روزگار شاهد فاجعهء دينى و اخلاقى ديگرى بود و آن اينكه مردم به هر وسيلهاى كه مىتوانستند ، جانانه به ثروتاندوزى مىپرداختند و به مشروع و نامشروع بودن منبع درآمد توجهى نداشتند . ثروت ، معيارى براى ارزشگذارى انسانها شده بود و در بغداد ضربالمثلى زبان به زبان مىگشت كه : « مال مال است و [ توجه به ] جز مال ، محال است » و اين بيانگر بىتوجهى به مسائل اخلاقى در امور اقتصادى و معيشتى بود . پليد يا حرام بودن منشأ درآمد مردم را از دستيابى به آن باز نمىداشت و فريب و نيرنگ وسيلهاى شده بود براى ثروتاندوزى . « 2 »
هامش
( 1 ) . مقدسى ، أحسن التقاسيم / 64 ( چاپ ليدن ) .
( 2 ) . مقدمهء البخلاء / 24 .