زدودن خشم مردمى و كاستن از واكنشها ، در تنگنا قرار دادن امام رضا عليه السّلام و خاندانش را كمرنگتر و محدودتر كرده ، از به كار بستن اقدامات سختگيرانه عليه آن حضرت خوددارى نمود و پيشنهاد كسانى كه از او مىخواستند تا امام رضا عليه السّلام را بكشد رد مىكرد .
از جمله اين پيشنهاددهندگان « عيسى بن جعفر » بود كه با پاسخ تند هارون مواجه شد . او به هارون گفت : « سوگندى كه دربارهء خاندان ابو طالب ( علويان ) ياد كردهاى به ياد آور . تو سوگند ياد كردى كه اگر كسى پس از موسى [ بن جعفر عليه السّلام ] مدعى امامت شد در اسارت و بند گردنش را خواهى زد . اين على فرزند موسى مدعى امامت است و آنچه دربارهء پدرش گفته مىشد ، درباره او نيز گفته مىشود .
هارون خشمگينانه در او نگريست و گفت : چه مىگويى ؟ مىخواهى اين خاندان را همگى از دم تيغ بگذرانم ؟ » . « 1 »
و زمانى كه « خالد بن يحيى برمكى » هارون را به كشتن امام رضا عليه السّلام تحريك و تشويق مىكرد ، هارون مىگفت : « آنچه با پدر او كرديم ما را بس است . آيا مىخواهى همهء آنان را بكشيم ؟ » . « 2 »
البته بايد دانست و مىدانيم كه اين انعطاف و تغيير موضع هارون نسبت به خاندان رسالت ، بهمعناى پشيمانى او از اعمال گذشته و نتيجهء خداترسىاش نبود ، بلكه مىخواست با اين شيوه ، خشم مردم را فرونشاند . از ديگرسو و عليرغم جاسوسان و سخنچينان فراوانى كه براى زير نظر داشتن امام عليه السّلام و گزارش فعاليتهاى او گمارد ، كوچكترين گزارشى يا دليلى بر فعاليت امام رضا عليه السّلام بر ضد حكومت هارون ارائه نشده بود .
هامش
( 1 ) . عيون اخبار الرضا 2 / 226 .
( 2 ) . الفصول المهمه / 245 .