بدين ترتيب ، هارون گفتهء آن مرد زبيرى را دربارهء امام رضا عليه السّلام ناديده گرفته ، بدون اينكه امام عليه السّلام را مورد تعرض قرار دهد او را به حال خود واگذاشت .
چهار سال از شهادت امام كاظم عليه السّلام گذشت و سال 187 ق . فرارسيد .
هارون الرشيد در اين سال بر جماعت برمكيان خشم گرفته ، آنان را به دست جلاد سپرد . كشته شدن برمكيان نقش بسزايى در دگرگونى و انعطاف اوضاع سياسى داشت ، چرا كه اينان اركان حكومت عباسيان را قوام بخشيده ، آن را تحكيم كرده بودند و بيشترين تلاش براى از بين بردن خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و إله داشتند . با حذف آنان از عرصهء سياسى آن روز و خالى شدن دستگاه حاكميت از آنان ، سعايت بر ضد امام رضا عليه السّلام نيز كمرنگ شد و شرايط براى امام رضا عليه السّلام فراهم گرديد تا وصيت پدر بزرگوار خود را عملى كرده ، امامت خويش را آشكار كند . برخى از ياران آن حضرت او را از اين كار برحذر داشته ، گفتند :
« تو امرى بس بزرگ برملا كردى و ما بيم آن داريم كه اين طاغوت به تو گزندى برساند .
امام عليه السّلام كه مطمئن بود آسيبى از هارون نخواهد ديد ، فرمود : هرچه مىخواهد و هرچه مىتواند بكند كه نمىتواند گزندى به من برساند . « 1 »
زمانى كه ياران ، مجددا اقدام امام رضا عليه السّلام را در آشكار كردن امر امامت خويش ، مخاطرهآميز خواندند ، امام عليه السّلام در پاسخ فرمود : اگر هارون خراشى ( آسيبى هرچند كوچك ) بر من وارد كند ، به يقين من دروغپرداز هستم . « 2 »
مسئوليت امام رضا عليه السّلام در منصب امامت بهمعناى معارضه و رويارويى
هامش
( 1 ) . اعلام الورى 2 / 60 و الفصول المهمه / 245 .
( 2 ) . عيون اخبار الرضا 2 / 213 .