و چيزى مگو [ بگذار براى وقتى كه ] خبر به والى برسد . « 1 »
« محمد بن فضل هاشمى » از سوى امام كاظم عليه السّلام مأموريت يافت تا خبر شهادت او را به امام رضا عليه السّلام برساند و امانتهايى به او سپرد تا به امام رضا عليه السّلام بدهد . محمد نيز دستور امام كاظم عليه السّلام را اجرا كرد و خود همانروز به بصره رفت تا خبر شهادت امام كاظم عليه السّلام را به مردم بصره بدهد . سه روز پس از رسيدن محمد به بصره ، امام رضا عليه السّلام طبق وعدهاى كه به محمد داده بود وارد بصره شد و مردم بصره امامت او را پذيرفتند . امام رضا عليه السّلام همانروز به مدينه بازگشت ، سپس از آنجا به كوفه رفت و با پيروان پدرش ديدار كرد و به مدينه بازگشت . « 2 »
چون خبر شهادت امام كاظم عليه السّلام در ميان مردم مدينه منتشر شد پيروان و محبان اهلبيت عليهم السّلام بر در سراى ام احمد گرد آمده ، با « احمد بن موسى » « 3 » ديدار كردند . احمد ، آنان را به خانهء برادرش امام رضا عليه السّلام برده ، آنان با حضرت بهعنوان امام بيعت كردند . « 4 »
همانگونه كه حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام فرموده بود ، امامت امام رضا عليه السّلام مدت چهار سال از اغيار پنهان ماند و در اين چهار سال امام رضا عليه السّلام امامت خود را بر مسلمانان ، آشكار نكرد .
امام رضا عليه السّلام رنج پدرش و زندانهاى متفاوت و مكرر و درازمدت كه امام كاظم عليه السّلام را تا لحظهء شهادت در ميان گرفته بود ، مىديد و با تمام وجود آن را لمس مىكرد ، اما شرايط مناسب نبود و امام رضا عليه السّلام اعلان رويارويى با
هامش
( 1 ) . همان / 381 - 382 .
( 2 ) . الخرائج و الجرائح 1 / 341 و بحار الانوار 49 / 73 ( به نقل از : الخرائج و الجرائح 1 / 341 ) .
( 3 ) . حرم احمد بن موسى ، معروف به « شاهچراغ » در شيراز و مطاف دل دوستداران اهلبيت ( ع ) است .
( 4 ) . مشروح اين ماجرا را نك : بحار الانوار 48 ، ذيل ص 307 - 308 ( سيد جعفر بحر العلوم ، تحفة العالم ) .