نوح بودند [ و شريعتى مستقل نداشتند ] . پيامبرانى كه در زمان ابراهيم و پس از او بودند ، از شريعت و كتاب او پيروى مىكردند ، تا اينكه روزگار موسى عليه السّلام فرارسيد .
پيامبرانى كه معاصر موسى عليه السّلام بودند و آنان كه پس از او آمدند شريعت ، روش و كتاب موسى را پذيرفته ، بدان عمل مىكردند ، تا اينكه عيسى عليه السّلام به پيامبرى مبعوث شد . همچنين پيامبران معاصر عيسى عليه السّلام و آنانكه پس از وى آمدند ، شريعت و كتاب او را مبناى عمل خود قرار دادند ، تا اينكه پيامبر ما به رسالت مبعوث شد [ كه در اين روزگار پيامبرى با او معاصر نبود و پس از او نيز پيامبرى مبعوث نشد ] .
اين پنج پيامبر ، اولو العزم و برترين پيامبران و فرستادگان بودند و شريعت محمد صلّى اللّه عليه و آله تا روز قيامت پابرجاست و منسوخ نخواهد شد و تا آن زمان پيامبرى نخواهد آمد . پس هركسى كه پس از او دعوى پيامبرى كند ، يا پس از قرآن كتابى آورد [ و آن را آسمانى بخواند ] خونش براى شنونده هدر است ( هركس چنين ادعايى را بشنود بايد مدعى را بكشد ) .
در آستان امامت
در اين مبحث با چند مورد از تعريف امامت ، امام و جايگاه او از زبان امام رضا عليه السّلام آشنا مىشويم :
1 . از « عبد العزيز بن مسلم » نقل شده است كه گفت : « با امام رضا عليه السّلام در مرو بوديم . در آغاز ورودمان به اين شهر در روز جمعهاى در مسجد جامع گرد آمديم . حاضران موضوع امامت را مورد بحث قرار داده بودند و از بسيارى