بر ايشان رفته بود دنبال كرد . او قصيدهء خود با توصيف قيام و خروج امام زمان ( عجل اللّه فرجه ) و اينكه ملتها و امتها در انتظار ظهور او هستند و چون از پس پردهء غيب برآيد ، زمين را پر از عدلوداد خواهد كرد ، به پايان رساند . چون دعبل از خواندن قصيدهء خود فراغت يافت امام عليه السّلام برخاست و كيسهاى حاوى يكصد دينار « 1 » و به نقلى ششصد دينار « 2 » براى دعبل فرستاد . دعبل كيسهء زر را بازگرداند و گفت : « به خدا سوگند ، براى اينها به اين جا نيامدم ، چراكه از مال دنيا بىنيازم ، بلكه آمدم تا سلام گويم و با ديدن روى خجستهاش ديدگان خويش را متبرك كنم . حال اگر بخواهد به من عنايتى كند ، از تنپوش و جامهء خود به من عطا كند كه اين براى من خوشايندتر است » .
فعاليتهاى علمى امام رضا عليه السّلام
همانطور كه پيشتر گفته شد ، امام رضا عليه السّلام كاملا زيرنظر بود ، اما اين وضعيت ، امام عليه السّلام را از ايفاى نقش علمى در محيطى كه در آن مىزيست ، باز نمىداشت و امام عليه السّلام به بهترين وجه به نشر علوم اهلبيت عليهم السّلام همت مىگماشت . وزيران ، فقيهان ، قاضيان ، فرماندهان لشكرى ، عملهء دربار و عامه مردم به هنگام ديدار با امام عليه السّلام از چشمه جوشان دانش او بهرهمند مىشدند .
افزون بر آنچه امام عليه السّلام بيان مىكرد ، مأمون و ديگران از حضرتش مىخواستند تا با ايشان سخن گفته و پرسش آنان را پاسخ دهد . امام رضا عليه السّلام در پاسخ درخواست مأمون رسالهاى دربارهء اسلام و شرايع دين براى او نوشت و به
هامش
( 1 ) . الفصول المهمه / 249 .
( 2 ) . اختيار معرفة الرجال / 504 / حديث 970 ؛ اعلام الورى 2 / 66 - 68 ( به نقل از : الارشاد 2 / 263 - 264 ) ؛ عيون اخبار الرضا 2 / 263 ؛ كمال الدين / 373 - 376 ؛ دلائل الإمامه / 182 و سير اعلام النبلاء 9 / 391 .