نيز كه خود را نسبت به بيان حقايق و نشر فضايل اين خاندان پاك موظف مىدانستند ، در ايفاى رسالت ، نهايت توان خود را به كار بستند . « دعبل خزاعى » يكى از اين شاعران بود او بر حضرت رضا عليه السّلام وارد شد و قصيدهء « تائيهء » خود را براى حضرت خواند . اين قصيده چنين آغاز مىشود :
« مدارسى كه آيات قرآن در آن خوانده مىشد اينك خاموش شده ، و محل فرود آمدن وحى اكنون خالى از ساكنان است .
مدرسههايى كه از آل رسول بود و در « خيف » منى ؛ و در خانهء خدا و جمرات قرار داشت ،
سرزمين ( خانه ) على ، حسين ، جعفر ؛ و حمزه و سجاد - كه سجدهگاههاى او پينه بسته - از وجودشان تهى شده است .
خانههايى كه جبرئيل امين در آنها وارد مىشد ؛ و سلام و رحمتهاى الهى را [ براى ساكنان آن خانهها ] به همراه مىآورد .
امامانى دادگر بودند كه به منش و كردار آنان اقتدا مىشد ؛ و از آنان بيم لغزش نمىرفت .
اكنون مىبينيم كه اموال [ و خلافت ] ايشان ميان ديگران تقسيم شده ؛ و دست اينان از اموالشان تهى است » . « 1 »
دعبل قصيدهء خود را با بيان مظلوميت اين خاندان و آنچه از سوى حاكمان
هامش
( 1 ) . ديوان دعبل خزاعى / 124 :مدارس آيات خلت من تلاوة * و منزل وحي مقفر العرصات
لآل رسول اللّه بالخيف من منى * و بالركن و التعريف و الجمرات
ديار علي و الحسين و جعفر * و حمزة و السجاد ذي الثفنات
منازل جبريل الأمين يحلّها * من اللّه بالتسليم و الرحمات
أئمة عدل يقتدى بفعالهم * و يؤمن فيهم زلة العثرات
أرى فيئهم في غيرهم متقسما * و أيديهم عن فيئهم صفرات