تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
گفت : دو و نيم درهم . « 1 » به او گفتيم : به خدا سوگند مرجئه نيز اين را نمىگويند . عبد الله افطح دست به سوى آسمان برد و گفت : به خدا سوگند نمىدانم مرجئه در اين‌باره چه مىگويند ! هشام مىگويد : من و « ابو جعفر احول » « 2 » سرگشته و درمانده از نزد عبد الله خارج شديم و نمىدانستيم كجا بايد برويم و آهنگ چه كسى كنيم . در اين گفت‌وگو بوديم كه نزد مرجئه قدريّه ، زيديه ، معتزله ، يا خوارج برويم ، نمىدانستيم . « 3 » در اين وادى سرگردانى بوديم كه ديدم مردى كهنسال با اشارهء دست ، مرا فرا مىخواند . از آن‌جا كه در مدينه جاسوسانى بودند كه منصور دوانيقى گمارده بود تا شيعيان جعفر بن محمد عليه السّلام را شناسايى كرده ، براى گردن زدن به حكومتيان بسپارند ، آن پيرمرد را از جملهء جاسوسان پنداشتم . از اين‌رو به ابو جعفر ( مؤمن طاق ) گفتم : از من فاصله بگير ، مبادا خود را به كشتن دهى كه اين پيرمرد مرا مىخواهد و با تو كارى ندارد . ابو جعفر كمى از من فاصله گرفت و من كه مىپنداشتم راه گريزى ندارم ، دنبال پيرمرد روانه شدم . او مرا به درب خانهء ابو الحسن ، موسى بن جعفر عليه السّلام رساند و خود بازگشت . در همين حال خادمى را در درگاه خانه ديدم كه به من گفت : وارد شو خدايت رحمت كند . چون وارد خانه شدم با امام كاظم عليه السّلام روبه‌رو شدم . او سخن خود را با من
هامش
( 1 ) . اصل ثابت نزد مسلمانان اين است كه به كمتر از دويست درهم زكات تعلق نمىگيرد اما افطح اين حكم را نمىدانست . ( 2 ) . مؤمن طاق ابو جعفر صاحب طاق و احول لقب‌هاى « محمد بن على بن نعمان » است . نك اختيار معرفة الرجال 2 / 425 . ( 3 ) . مفيد الارشاد 2 / 221 و مدينة المعاجز 6 / 208 .