تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
بزرگ قرار داد و امر بزرگ را به وسيلهء منصور پنهان داشت ، چرا كه اگر منصور مىپرسيد : وصى جعفر بن محمد عليه السّلام كيست ؟ پاسخ مىشنيد : تو وصى او هستى . مرد خراسانى مىگويد : معناى پاسخ او را نفهميدم . « 1 » آن‌گاه به مدينه رفت تا خود ، وصى امام صادق عليه السّلام را بازشناسد » . نكته دوم : پس از شهادت امام صادق عليه السّلام حاكميت ، شيعيان را به شدت زير نظر داشت و از همين‌رو آشفتگى و درماندگى جامعهء تشيع را در برگرفت و محيط ، آكنده از احتياط و تقيه شد . حال و هواى اين مقطع زمانى را كه از نظر تاريخ تشيع حايز اهميت است ، از زبان « هشام بن سالم » يكى از برجستگان و چهرهء شناخته‌شدهء تشيع مىشنويم . او مىگويد : « پس از وفات امام جعفر صادق عليه السّلام من و « مؤمن طاق » ( ابو جعفر ) در مدينه بوديم . مردم يكصدا « عبد الله افطح » را جانشين پدرش امام صادق عليه السّلام مىدانستند ، زيرا از امام صادق عليه السّلام نقل مىكردند كه فرموده است : امر [ امامت ] از آن بزرگ [ تر ] است اگر نقصى نداشته باشد . من و « صاحب طاق » بر عبد الله وارد شديم و مردم را گرد او جمع شده ديديم . همان‌گونه كه پيش از آن از پدرش مسائلى را مىپرسيديم ، از او سؤال كرديم : زكات بر چه مقدار واجب است ؟ گفت : در دويست درهم ، پنج درهم . پرسيديم : زكات صد درهم چه مقدار است ؟
هامش
( 1 ) . عوالم العلوم الامام الكاظم عليه السّلام / 175 .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 82 | منذر حكيم / عدى غريباوى / عباس جلالى