علوى به حضرتش مىشد نمىپذيرفت ، چرا كه شرايط و فضايى مناسب براى چنين حكومتى فراهم نمىديد . هنگامى كه سران دعوت عباسى ، مانند « ابو مسلم خراسانى » و « ابو سلمه » به حضرت صادق عليه السّلام پيشنهاد برپايى حكومت علوى دادند ، حضرت نپذيرفت و يك بار نيز فرمود كه زمان ، براى چنين امرى مناسب نيست و آنگاه كه يكى از همين پيشنهاددهندگان نامهاى با مضمون مشابه براى حضرت فرستاد ، امام عليه السّلام نامهء او را سوزاند . امام صادق عليه السّلام كه با ژرفنگرى ، پيشنهادهاى آميخته با انگيزههاى سياسى و آزمندانهء آنان را درك كرده بود ، با هوشمندى تمام ، خود و شيعيان را از اين دام هولناك كه كيان و مكتب تشيع را تهديد مىكرد وا رهاند تا زمينهاى گستردهتر براى جهاد و فعاليت در راه خداوند متعال پيش روى آنان قرار دهد .
3 . فعاليتهاى امام صادق عليه السّلام در ايجاد ساختارى ويژه و مقابلهء فرهنگى و علمى با رويارويىهايى كه كيان تشيع را هدف قرار داده و آن را زير ضربات كينهتوزانهء خود مىگرفت تمركز يافته بود . اين فعاليتها موارد زير را در بر مىگرفت :
الف ) تغيير ساختار فرهنگى و فكرى . آن هنگام كه حضرت صادق عليه السّلام بىطرفى سياسى را در پيش گرفت ، سياستى را در پيش گرفت كه توانست با توجه به ظرفيت جامعه ، نيازهاى اجتماعى و اخلاقى مردم را پاسخ دهد و از راه سازماندهى و ساماندهى دانشگاه اهل بيت توانست با جريان منحرف فكرى مورد حمايت و ترويج امويان به رويارويى برخيزد . از آنجا كه جريان سياسى موجود نمىتوانست چنين انحرافهايى را از ميان بردارد ، حضرت صادق عليه السّلام
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 65
مساهمون: منذر حكيم
ص٦٥