1 . شورش بر ضد حاكميت و اعتقاد به اهميت چشمگير انقلاب ، پشيمانى از سكوت و بىتفاوتى در برابر باطل و حاكمان جور و دعوت به نفع علويان مخالف حكومت امويان بود . پديده نافرمانى و شورش محوريت و قدرت تمركزيافتهء حاكمان را از بين مىبرد و سرپيچى و نافرمانى از فرمانروايان را در پى داشت و دعوت به « الرضا من آل محمد صلّى اللّه عليه و آله » ؛ فرد مورد پذيرش و رضايت مردم از آل محمد صلّى اللّه عليه و آله : سخن محافل و مجالس مردم شده بود . اين پديده و دل مشغولى حاكمان وقت به شورشهايى كه پيامد و ثمرهء نهضت مقدس سيد الشهدا عليه السّلام بود ، فرصتى براى امام صادق عليه السّلام فراهم آورد تا برنامههاى خود را اجرا كند .
2 . در اين دوره ، مقدمات پيدايش دولت عباسيان در عرصهء سياست چهره نمود ، چرا كه عباسيان فضا و شرايط به وجود آمده را غنيمت شمرده و در « ابواء » گرد آمدند و در ظاهر تصميم گرفتند كه « محمد نفس زكيه » خليفه باشد و شعار « حكومت براى فرد مورد قبول آل محمد صلّى اللّه عليه و آله است » را ترويج و تبليغ مىكردند ، اما در نهان ، مردم را به بيعت با عباسيان فرا مىخواندند . همزمان « ابراهيم امام » غلام خود ، ابو مسلم خراسانى را به فرماندهى سپاه خراسان گمارد و او را به قتل عام و دستگيرى دشمنان اموى خويش ، به صرف اتهام و گمان توطئهگرى سفارش كرد .
امام صادق عليه السّلام نسبت به اين حركت و تلاش عباسيان موضعى بىطرف داشت و از همراهى و حمايت آن خوددارى كرده و فرجام جنبش عباسيان را بيان مىفرمود . از ديگر سو امام صادق عليه السّلام پيشنهادهايى كه براى ايجاد حكومتى
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 64
مساهمون: منذر حكيم
ص٦٤