به درستى كه على عليه السّلام درى از درهاى هدايت است . پس هركه از اين دروازه درون شود مؤمن است ، هركس از اين دروازه بيرون رود كافر است و هركس از آن داخل يا بيرون نشود در طبقهء ( شمار ) كسانى است كه خداوند را در [ آفرينش ] آنان مشيت [ و حكمت ] است » .
5 . از « بكر بن موسى واسطى » آمده است كه گفت : « از ابو الحسن ، موسى عليه السّلام دربارهء شرك و كفر و اينكه كدام پيشتر بوده ، پرسيدم . امام عليه السّلام فرمود : ما عهدى بك تخاصم الناس ؛ به ياد ندارم كه با مردم مخاصمه ( جدال ) كنى !
گفتم : هشام بن الحكم مرا دستور داد تا از شما در اينباره سؤال كنم .
امام عليه السّلام فرمود : الكفر أقدم و هو الجحود ، قال لإبليس
أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ
« 1 » ؛
كفر پيشينهدارتر است ، چرا كه انكار است [ و خداوند ] دربارهء ابليس فرموده : مگر ابليس كه ابا و تكبر ورزيد و از گروه كافران گرديد » . « 2 »
6 . از « حسين بن الحكم » نقل شده است كه گفت : « نامهاى به عبد صالح عليه السّلام نوشته يادآورى كردم كه دچار « شك » شدهام ، چرا كه حضرت ابراهيم عليه السّلام نيز عرضه داشته بود :
رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِ الْمَوْتى ؛
« 3 »
پروردگارا ، به من بنما كه چگونه مردگان را زنده خواهى كرد » و من دوست دارم چيزى به من بنمايانى [ تا از اين شك رها شوم ] .
امام عليه السّلام در پاسخ نوشت : إن إبراهيم كان مؤمنا و أحب أن يزداد إيمانا ، و أنت شاك و الشاك لا خير فيه ؛ به يقين ، ابراهيم عليه السّلام مؤمن بود و دوست مىداشت [ با ديدن دليل و برهانى الهى ] ايمانش فزونى گيرد ، در حالىكه تو دستخوش شك هستى و در انسان گرفتار شك ، خيرى نيست .
هامش
( 1 ) . بقره / 34 .
( 2 ) . تفسير عياشى 1 / 34 .
( 3 ) . بقره / 260 .