و نيز نوشت : إنّما الشك ما لم يأت اليقين فإذا جاء اليقين لم يجز الشك . . . إن اللّه - عزّ و جلّ - يقول :
وَ ما وَجَدْنا لِأَكْثَرِهِمْ مِنْ عَهْدٍ وَ إِنْ وَجَدْنا أَكْثَرَهُمْ لَفاسِقِينَ
« 1 » قال :
نزلت في الشاك ؛
زمانى شك جايى دارد كه يقين حاصل نشده باشد و چون يقين آمد ديگر شك روا نباشد . خداى - عزّ و جلّ - فرموده است : « اكثر مردمان را در عهد استوار نديديم ، بلكه بيشتر را عهدشكن و بزهكار يافتيم » . امام عليه السّلام فرمود : اين آيه در مورد شكاك نازل شده است » . « 2 »
7 . « محمد بن سنان » از « ابو خديجه » نقل كرده كه گفت : « بر ابو الحسن عليه السّلام وارد شدم ، به من فرمود : إنّ اللّه - تبارك و تعالى - أيّد المؤمن بروح منه تحضره في كل وقت يحسن فيه و يتقي ، و تغيب عنه في كل وقت يذنب فيه و يعتدي . فهي معه تهتز سرورا عند احسانه و تسيخ في الثرى عند اساءته . فتعاهدوا عباد اللّه نعمه بإصلاحكم أنفسكم تزدادوا يقينا و تربحوا نفيسا ثمينا ، رحم اللّه امرئ همّ بخير فعمله أو همّ بشر فارتدع عنه ، ثمّ قال : نحن نؤيّد الروح بالطاعة للّه و العمل له ؛
خداى - تبارك و تعالى - مؤمن را به روحى از جانب خود يارى كرده است . هرگاه مؤمن احسان كند و پرهيزگارى در پيش گيرد ، آن روح نزدش حضور يابد و چون دست به گناهى بيالايد و از حد درگذرد ، آن روح از وى دور شود . آن روح همراه مؤمن است ، پس هرگاه احسانى كند ، روح از خوشحالى به اهتزار ( رقص ) درآيد و چون كارى بد از او سر زند ، روح در خاك فرو رود . پس اى بندگان خدا ، نعمتهاى حضرتش را با اصلاح خود پاس داريد تا يقين شما فزونى گيرد و سودى پر بها به دست آوريد .
خداى رحمت كند بندهاى را كه چون آهنگ كار نيك كند ، آن را به انجام رساند و چون عزم كار بد كند از آن باز ايستد .
هامش
( 1 ) . اعراف / 102 .
( 2 ) . اصول كافى 2 / 391 .