توطئهء كشتن امام كاظم عليه السّلام
تحمل حوادث ناگوار ، شكنجه ، در غل و زنجير قرار داشتن ، ممنوعيت تماس با مردم و بدرفتارىهاى طاقتسوز ، از امورى به شمار مىرفت كه از سوى هارون بر امام عليه السّلام روا داشته مىشد و حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام با آنها دست به گريبان بود ، اما هارون به همين مقدار بسنده نكرده ، طرحى بىسابقه براى تبرئهء خود از ننگ و بدنامى كشتن امام عليه السّلام ريخت . غالب تاريخنگاران و ترجمهنويسانى كه دربارهء امام عليه السّلام قلم زدهاند ، نوشتهاند : « هارون به سندى بن شاهك جانى پيشنهاد كشتن امام عليه السّلام را داد و او پذيرفته ، به سنگينترين و دردناكترين جنايت تاريخ اسلام دست زده ، نوادهء پيامبر بزرگ اسلام را كشت .
سندى مقدارى رطب فراهم كرد و به زهرى كشنده آغشت ، سپس آن را براى امام عليه السّلام برد . آن حضرت ده دانه از آن رطب را تناول كرد . سندى به امام عليه السّلام گفت : بيشتر بخور .
امام عليه السّلام خيره در او نگريسته ، فرمود : بس است . به آنچه نياز داشتى ( اميد بسته بودى ) رسيدى .
امام عليه السّلام پس از خوردن رطب آلوده به زهر ، دچار دردهاى جانكاه ناشى از مسموميت شد و زهر ، تمام وجود امام عليه السّلام را فرا گرفت . مأموران سنگدل خليفه امام عليه السّلام را در ميان گرفتند و سندى بن شاهك پليد با بيانى زشت و خشونتبار با امام عليه السّلام برخورد كرد . او از رسيدن هرنوع كمك و دارويى به امام عليه السّلام ممانعت
هامش
نقل از الجنابذى از احمد بن اسماعيل ) يا بحار الانوار 48 / 148 ( به نقل از كشف الغمه 3 / 8 ) ؛ الفصول المهمه / 222 ؛ البداية و النهايه 10 / 183 يا الكامل 6 / 164 و سير اعلام النبلاء 6 / 283 .