اين ترتيب :
« چگونه ممكن است كه مشركان ، استوانههاى اسلام باشند ؟ نه چنين نخواهد بود .
فرزندان دخترى از جد خويش ارث مىبرند و عمو بىبهره از ارث ، وا نهاده مىشود .
« طليق » ( « طلقاء آنان كه در فتح مكه به دستور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آزاد شدند ) را چه به ميراث رسالت ؟ چرا كه طليق از بيم دم شمشير ، پيشانى بر خاك ساييد و سجده كرد .
پسر « نثله » ( همسر عباس نياى بنى عباس ) كينهتوزانه در آن ( ميراث - خلافت ) جولان مىداد و خويشاوندان [ شايستهء رهبرى ] از آن دور نگاه داشته شده بودند .
[ درحالىكه ] فرزند فاطمه ( س ) كه نامش برده شد ، به اين ميراث ( خلافت ) دست يافته و شايستهء آن است ، نه عموزادگان » . « 1 »
پنجم : بىبند و بارى ، هرزگى ، گستاخى و لاابالىگرى ، دستگاه مهدى ، خليفه عباسى را فراگرفته بود . زمانى كه مهدى توصيف « ابراهيم موصلى » و مهارت او را در آوازهخوانى شنيد ، او را به خود نزديك و از جايگاهى و الا برخوردارش كرد . « 2 »
هامش
( 1 ) . طبرسى احتجاج 2 / 167 و 168أنى يكون و لا يكون و لم يكن * للمشركين دعائم الاسلام
لبني البنات نصيبهم من جدهم * و العم متروك به غير سهام
ما للطليق و للتراث و إنّما * سجد الطليق مخافة الصمصام
و بقي « ابن نثلة » واقفا متلددا * فيه و يمنعه ذوو الأرحام
إنّي ابن فاطمة المنوّه باسمه * حاز التراث سوى بني الأعمام( 2 ) . الأغانى 5 / 5 .