كردى و خارج شدى حال اگر مىخواهى بگويم كه چه سؤالاتى از او كردى و او چه پاسخهايى به تو داد ، سپس جوانانى از فرزندان حسين با تو روبهرو شدند و گفتند :
اگر مىخواهى جعفر بن محمد را ببينى بيا .
مرد گفت : تمام آنچه گفتى راست و عين واقعيت بود » « 1 » .
امام صادق بدينگونه از راهكارها و روشهاى مختلفى استفاده كرد تا امت شيعه در ميان رهبرىهاى متفرق گم نشود و به اين تلاشها ادامه داد تا اين موضوع در اذهان متبلور گرديد كه پس از امام محمد باقر عليه السّلام اين جعفر بن محمد عليه السّلام است كه نشانهء خدا و رهبر واقعى امت است .
امام صادق عليه السّلام به محكم كردن جاى پاى خود ادامه داد . آن حضرت به قصد تعميق روابط ميان خود و حزب شيعه كه پدرش امام باقر بنيانگذار و تهيه كنندهء اساسنامهء آن بود روش جديدى را در پيش گرفتند .
آن حضرت شروع به برانگيختن اراده و دميدن روح حماسى در جانهاى آنان پرداخت و بر نقاط قوت آنان تاكيد كرد و به آنان فهماند كه در زمان روگردانى و قدرناشناسى اكثريت مردم از اهل بيت عليهم السّلام آن حضرت قدر كسانى را كه فريب اغوائات دشمنان را نخورده و در چنين روزگار سختى دامن اهل بيت عليهم السّلام را رها نكردهاند دانسته و آنها را شايستهء حمل امانت الهى و همراهى در اين راه مقدس مىداند .
براى اطلاع بيشتر از اين مطلب روايت ذيل را باهم مرور مىكنيم :
گروهى از دوستان اهل بيت عليهم السّلام پس از شهادت امام محمد باقر عليه السّلام از كوفه وارد مدينه شده و به نزد امام صادق عليه السّلام رفتند عبد اللّه بن وليد گويد : در زمان
هامش
( 1 ) . ابن شهر آشوب ، مناقب 4 / 241 و به نقل از آن ، بحار الانوار 25 / 148 و 47 / 125 .