تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
طهارت عليهم السّلام كينه و دشمنى مىورزيدند . پس از خطبه‌اى كه امام صادق عليه السّلام در مكه خواندند و ما هم قسمتى از آن را قبلا آورديم كه در آن به توضيح معناى رهبرى و اينكه چه كسى بايد اين سمت را در دست بگيرد صحبت كردند ، هشام بلافاصله پس از بازگشت به شام دستور داد امام باقر و امام صادق عليهما السّلام را جلب كرده روانهء دمشق سازند تا او آن‌ها را به خيال خود مجازات كند . پس از ورود آن دو امام همام عليهما السّلام به دمشق ، امام باقر در دربار اموى ، در بحثى كه با هشام كرد و مناظره‌اى كه با عالم نصارى در شام ، به عمل آورد پيروز شد و هشام كه از اين احضار طرفى نبسته بود به آنان اجازهء بازگشت به مدينه را داد ، اما از روى خباثتى كه داشت به امير « مدين » كه يكى از شهرهاى مسير امام باقر و امام صادق عليهما السّلام بود ، دستور آزار اين دو امام بر حق را داد و نامه‌اى بدين مضمون به او نوشت : دو پسر ابو تراب ( بنى اميه از اين كينه براى تحقير حضرت على عليه السّلام استفاده مىكردند ) محمد بن على و پسرش جعفر در ادّعاى مسلمانى خود دروغگو هستند ، آنان پس از اينكه بر من داخل شدند و پس از اينكه من آنان را به سوى مدينه بازگرداندم به سوى قسّيسان و راهبان كافر مسيحى گرايش پيدا كرده و هردو براى نزديك كردن خود به آن‌ها نصرانى شدند ، من چون با آنان نسبت فاميلى دارم نخواستم تا خود شخصا آن‌ها را عقوبت كنم ، پس چون نامهء من به دست تو رسيد در ميان مردم ندا كن كه من بيعت از آن‌كس كه با آن‌ها خريد و فروشى كند ، با آن‌ها دست بدهد يا به آن‌دو سلامى كند برداشتم چرا كه اين دو تن از دين اسلام برگشته و مرتد شده‌اند ، نظر امير المؤمنين ( هشام ) اين است كه آن دو تن و همراهان و غلامان و چهارپايانشان با فجيعترين شكلى كشته شوند ، و السلام « 1 » .
هامش
( 1 ) . دلائل الامامة 104 - 109 و به نقل از آن بحار الانوار 46 / 306 .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 84 | منذر حكيم / عدى غريباوى / عباس جلالى