به خود زحمت جدا كردن احاديث صحيح از ناصحيح را نمىدادند .
5 . در آن دوره ، خلاء يك پيشواى خوب و گروه نخبهء كارآمد كه چون منزلگاهى براى رشد فضيلت و كاشتن بذر اميد به اهداف الهى در دلهاى مردم باشند به خوبى احساس شده بود .
در چنين شرايط زمانى كه ترسها از ميان رفته بود و هر انسان مسلمانى قادر به رفتن در پى حقيقت و حلّ مشكلات فكرى خويش بود ؛ امام باقر عليه السّلام جلسات درس علمى خود را در مدينه و در مسجد پيامبر صلّى اللّه عليه و إله آغاز كرد .
وجود مقدس آن حضرت مغناطيس جويندگان حقيقت بود و به زودى اصحاب پدرش امام زين العابدين عليه السّلام گرداگرد او حلقه زدند و امام باقر عليه السّلام از آن زمان و با اميد مواجهه با مشكلات فكرى كه به جنگ اعتقادات امت مسلمان آمده بودند ، شروع به ايجاد كادر علمى كرد كه همين كادر زمينهساز طرح و حركت بعدى امام صادق عليه السّلام شدند كه دور از انتظار هم نبود ، امام باقر عليه السّلام به چارهجويى براى مشكلات فكرى عديدهاى كه با زندگى عقيدتى ، اخلاقى و سياسى مردم ارتباط تنگاتنگ داشت پرداختند .
امام عليه السّلام پس از تجهيز كادر علمى خود به همهء آنچه كه آنها را قادر به فرو رفتن در دل معركههاى فكرى مىساخت ، آنها را به ميان مردم فرستادند ، ايشان به ابان بن تغلب فرمودند : « با مردم مدينه مجالست كن كه من دوست دارم امثال تو در ميان شيعيان من ديده شوند » « 1 » .
اصحاب نيز وقتى مقصود امام عليه السّلام و ضرورت حضور خود در ميان عامّهء
هامش
( 1 ) . كشّى ، اختيار معرفة الرجال 2 / 622 ، حديث 603 ، تحت عنوان « مولى بنى جرير ، و به نقل از رجال نجاشى 10 ، حرف الف ، شمارهء 7 چنين آورده است « در مسجد مدينه بنشين و براى مردم فتوى بده ، كه من دوست دارم افرادى چون تو در ميان شيعيانم ديده شوند » .